دنیای بدون جنگ و خونریزی
 
حسین قره داغی رکاب زن پر افتخار میانه اتفاقات پیش آمده در جریان سفر دور دنیای خود که با شعار تلاش و باور یک ایرانی برای صلح جهانی وطن خویش را ترک کرده بود را بازگو می کند .

نقل از سایت:http://miana.ir/news/8068

  لطفا تا اطلاع بعدی امیل نزنید.

شماره تماس:09148940828

مهمانی که 81 روز مرا از روشنایی خورشید محروم کرد

کشورامارات متحده عربی از کشورهای زیبایی است.که در این چند سال به یک کشور جذاب و توریستی تبدیل شده است.تبلیغات فراوان و وجود پتانسیلهای خاص توریست های زیادی را به این کشور مسلمان کشانده است.تا روز های خوبی را با امکانات موجود در این کشور در همه رشته ها فراهم بیاورد.در حالیکه روی بد آن شاید قابل تصور نباشد.

امسال در ادامه برنامه ام،این کشور را انتخاب کردم.تا بدترین خاطره یک دوچرخه سوار و سایکل توریست را رقم بزنم.تا به رکورد هایم تا در جای دیگر و با موضوع دیگر اضافه کنم و خوش باور یک حرکتی باشم که مرگ و زندگی مجدد را برایم تداعی کند.به جرم واهی جاسوسی دستگیر شدم و در مخوف ترین زندان برای اولین بار در عمرم 78 روز از همه چیز محروم باشم.عذاب ها و شکنجه این روزها دست آورد آن باشد.تا آخر عمر 50 درصد از سلامتی خودتاوان بدهم.واولین سایکل توریست نگون بخت جهانی باشم.این رکوردها حاصل این حرکت بود.

- 81 روز محروم از تلؤلو نور خورشید

- 18 شبانه روز محروم از امکانات ساده استراحت و خوابیدن روی کف زندان انفرادی در هوای سرد زندان(سیستم سرمایی زندان)

- عدم ارتباط با جهان خارج و خانواده و سفارت ایران در ابوظبی

- نداشتن هم صحبت در این مدت

-35 روز عذاب و شکنجه مداوم و شبانه روز بدون خواب

- 15 روز بدون خواب

و....

و چند رکورد دیگر که دوستان اماراتی ناخواسته به من کمک کردند.تا با ساده ترین راه و بدترین گزینه به آنها دست پیدا کنم.انشاءالله در فرصت های مناسب در این مورد بیشتر صحبت خواهم کرد.اما عوارض این حرکت سالها از نظر جسمی و روحی مرا رنج خواهد داد.چرا که هنوز از نظر جسمی در شرایط سختی قرار دارم.

برای خواندن سفرنامه ودردنامه این روزهای سخت و زجر آور، روی ادامه مطالب کلیک فرمایید.مطالب موجود در این مورد را جمع بندی وبرای دسترسی راحت قرار داده ام .خوشحال می شویم جهت حمایت از یک وطن با شعار تلاش و باور یک ایرانی با صلح جهانی نظر خود را اعلام فرمایید.

شکنجه 2

art-against-torur-inuae.123website.be

 

حامی کمک به هم وطنانی که در زندان امارات شکنجه شدند.لطفا شکایت خودرا با او در میان بگذارید

گروه جهانی مردمان سبز


www.touristsupport.ir

We have a group of people forming units

 ما گروه مردمي سبزي را تشكيل داده ايم

 
Non-political. Non-religious. Non-governmental

غير سياسي . غير مذهبي . غير دولتي

And color, race, gender or nationality is not important for our

و ب رنگ و نژاد و جنسيت  هم كار نداريم

Only humanity and altruism are important to us and hospitality

فقط انسانيت . نوع دوستي و انسانيت براي ما مهم است

So we're trying to gather friends around the world and Iran

بنابراين ما تلاش ميكنيم دوستاني را در سراسر جهان پيدا كنيم

Fortunately, we have been able to find many friends

كه خوشبختانه موفق شده ايم دوستان بسياري را پيدا كنيم

And how nice idea spread worldwide

و چقدر زيباست كه اين انديشه در جهان گسترش يابد

Then it will be destroyed by war. Poverty and injustice

آنگاه از بين خواهد رفت  جنگ ,فقر و بي عدالتي

========================================

 

برنامه جدیدم برای تابستان 93

رکورد زدنی روی آب در ایران و خارج از ایران

و

انتشار خاطرات 78 روز در زندان انفرادی امارات در شبکه های اجتماعی بعنوان اولین سایکل توریست ومعلم نگون بخت جهانی وایرانی به جرم واهی جاسوسی همراه با شکنجه وآزار روحی و جسمی در بی خبری مطلق مجامع جهانی و وزارت امورخارجه و سفارت ایران در ابوظبی و خانواده در این مدت و کوتاهی مسئولین ایرانی بعداز آزادی در حمایت با درک عواقب و اثرات شکنجه در امارات

*************************************************************************

 

 

این خاطرات بصورت افتخاری به تمام انسانهای آزاده در سرتاسر جهان مفت و مجانی تقدیم می شود.سایکل توریستی که با تکیه بر باور های خود،تلاش می کند.همزیستی مسالمت آمیز با تمام ایده ها و ادیان جهانی ،با شعار تلاش و باور یک ایرانی را برای صلح جهانی پر رنگ نماید.در این بین به هیچ گروه و نهادی وابسته نیست.و تمام تلاشها و فعالیت های او رنگ و بوی و تلاش یک انسان با اراده دارد.اگر قسمت شد.همچنان به راهش ادامه خواهد داد.اگر هم مقدر نشد.در جای دیگر به تلاش خود ادامه خواهد داد.

 

در این راه اورا دعا کنید.برای خواندن  کامل روی عنوان کتابچه خاطرات من کلیک فرمایید
=====================================================
در فیس بوک مهمان ما باشید
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
در سایت میانالی هم مهمان ما باشید
 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1392ساعت 17:28  توسط حسین قره داغی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 23:25  توسط حسین قره داغی  | 

یک زمان قابل تقدیس بود
بیشتر یک دوره ای از نسل ما انسانها،بخصوص آنهایی که در روستا زندگی می کردند و خبری از امکانات و مواد سوختی نبود.سر تکه از همین یادگارها جنگی در می گرفت.آن زمان این مواد خیلی با ارزش و قابل تقدیس بودند
روستای طوین کندوان میانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 23:22  توسط حسین قره داغی  | 

تضادهای زندگی،روستای طوین کندوان میانه
غلبه زندگی شهری بر زندگی سنتی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 23:21  توسط حسین قره داغی  | 

یک گوشه دنج
امروز قسمت شد.برای تجدید خاطره به روستای طوین کندوان میانه رفتم.تا یک صبحانه مهمان شوم.صبحانه ای ساده و صمیمانه با انسانهای وارسته و ساده و مهربان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 23:20  توسط حسین قره داغی  | 


چند سال پیش این مغازه در یک مکان گلی و روستایی خود نمایی می کرد.اما اتفاقی بعداز سالها گذرم افتاد و آن را طور دیگر دیدم.یک ساختمان جدید و زیبا که نمای شهری به خود گرفته بود.در این مغازه همه چیز قابل رویت بود.تا روستائیان برای خرید مجبور نشوند.فاصله چند کیلومتری تا خلخال و میانه را طی کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 23:19  توسط حسین قره داغی  | 

دفتر وزارت کشور شمال غرب
برای کوتاهی و کشتن زمان جهت پاسخ دهی و حمایت بعداز آزادی از زندان امارات متحده عربی به این دفتر می باید می رفتم.اما کسی نبود.
یکسال گذشت.اما هنوز نه پاسخی و نه حمایتی.در سکوت مطلق بعداز آزادی ،هنوز پیگیری شان جواب نداده است.بعداز آزادی و حضور در ایران ،گویا در مورد من هنوز در خواب ناز تشریف دارند.
سال گذشته بعداز ورود به ایران دوماه از خدمت و حقوق ماندم.دوماه مرخصی بدون حقوق و بی خبر از من بر من تحمیل کردند.و با تمام تالمات روحی و جسمی و با خشونت و بدون حمایت به یک روستای دور افتاده ابلا غ خدمت معلمی دادند.
در خاطراتم، با حوصله این روزهای سخت را مرور کنید و با من همدرد یک راه بزرگ باشید
کتابچه خاطرات من(78 روز در زندان انفرادی همراه با شکنجه و بی خبری مطلق خانواده و مجامع جهانی و مسئولین ایرانی ،تابستان 92)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:34  توسط حسین قره داغی  | 


از تبریز زیاد خوشم نمی آید.شاید تلنبار خاطره های بد چنین باوری را برمن تحمیل کرده است.هر وقت داخل این شهر می شوم دوست دارم.زود و بلافاصله از آن دور شوم.
اما نقطه ای هم در این شهراست.که کمی مرا تسکین می دهد.این نقطه همینجاست.سال 90 آخر شهریورماه اینجا بودم.تا بعداز رکابزنی دور نوار مرزی ایران بعنوان اولین ایرانی ،یک نفس راحتی از تحمل مشقات و رنجهای سفر داشته باشم.تا از این محل در تجدیدش یک نیروی تازه بگیرم.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:33  توسط حسین قره داغی  | 

خط قرمز
امروز بعداز بازرسی و پاسخگویی به شکایات به حراست اداره کل آموزش و پرورش استان رفتم.برایم مسئله انتقال منتفی است.بعداز این هم امکان ندارد.مگر اینکه منتظر سال بعد باشم.اما تکرار نه ساله آن دیگر برایم یک فریبی بیشتر نیست.دیگر مثل سابق در انتظار نخواهم نشست.این سری با تجهیزات کامل آماده نبرد هستم.باید به حقم برسم و تلاش برای این خواسته قانونی راه سختی خواهد داشت.
با تمام ناملایمات و مشکلات و عواقب آن تا آخرین نقطه در پیش خواهم بود.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:31  توسط حسین قره داغی  | 

جایی که صبرم لرزید
اینجا دفتر بازرسی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی است.امروز در نبود مدیر کل به اینجا سرزدم.تا آخرین اعتراضم را شکل دهم.اولش به خشونت کشید.اما با وساطت یکی از مشاورین محترم مدیر کل آرام شد.دلیل بر انتقال نیست.دلیل بر ظلمی است که نه سال مرا در یک روستا آرام نساخته است.شاید رکورد پنهانی که آخرین توانایی های یک انسان را به چالش می کشد.امسال نهمین سال در ابلاغ 9 باره و تعیین محل
آخرین حرفهایم رادر دقیقه آخر گفتم.تا در صورت عدم پاسخ دهی هفته بعد خیمه اعتراض در وزارت آموزش و پرورش تهران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:30  توسط حسین قره داغی  | 

این در امروز بسته بود
امروز طبق برنامه ام برای اعاده حقم در تبریز اداره کل آموزش و پرورش استان بودم.در این اتاق کسی نبود.گویا مدیرکل محترم در بیرون بودند.اما این در، تداعی نه سال ظلمی است.که با دیدنش همیشه خاطرات تلخ اقامت در آذربایجان برایم تداعی می شود.
برای آخرین مهلت تعیین شده خودم برای اعاده حقم،شاید آخرین نگاهم به این در باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:29  توسط حسین قره داغی  | 

نیازی نیست.تا چاپلوس باشیم و...
امروز در دفتر مدیرکل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی بودم.از قضا آقای ناجی که قبلا در تیکمه داش بودند.رئیس دفتر مدیر کل بودند.یک بزرگواری را معرفی کردند.او در این چند دقیقه بیشتر صحبت می کرد و ما مستمع بودیم.گویا طلایی پیدا کرده بود.او در دفتر یکی از نماینده های میانه بودند.تاکید می کرد.ارتباطم را بعداز این ملاقات حفظ کنم.تا برای انتقالم هم کمکم کند.بدلیل وجود چند نفر نتوانستم جواب قطعی را بدهم.چون نگران بودم.شخصیتش خرد شود.
در حالیکه نمی دانست.من به نماینده مورد نظرش رای نداده ام واصلا تمایلی هم به دیدنش ندارم.در این چند سال همیشه قانون را بر رابطه ترجیح داده ام.و از هر نوع چاپلوسی و تملق و رنگ عوض کردن بیزارم.همین نماینده که طرفدارش بودند.در این چند سال در شهر میانه یک باند بازی و یار گیری زشتی را شکل داده است.تا تنفرم نسبت به او شکل بگیرد.قبلا اورا بدلیل تلاش و کوشش در این راه و رسیدن به آرزویش بیطرفانه می ستودم.
اما حالا عملکردش را خیلی زشت می دانم.و نزدیکی و تملق و چاپلوسی به گروه و باند این بزرگواررا سزاوار شخصیت مستقل خود نمی دانم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 0:28  توسط حسین قره داغی  | 

سوچی و سفیر پیامی از بازیافت و بحران آب
خلاقیت برای آگاه‌سازی
تعداد بازدید : 10

فرهیختگان: با اینکه از زمان بروز بحران آب و روبه‌رو شدن با تبعات آن، این خبر به شکل‌های مختلف اطلاع‌رسانی شد، اما بسیاری از مردم در این‌باره اطلاعی ندارند و هنوز الگوی مصرف این عنصر حیاتی را در زندگی خود تغییر نداده‌اند.  در این میان معلمی از شهرستان میانه که بارها برای رساندن پیام‌هایی درباره صلح و محیط‌زیست رکوردهای مختلفی ثبت کرده، چهار ماه تمام تلاش کرد تا با نزدیک سه‌هزار و 500 بطری پلاستیکی، دوچرخه‌ای برای رکاب زدن روی آب بسازد و بحران آب و همین‌طور اهمیت بازیافت آن را گوشزد کند. اگرچه پیش‌تر مسئولان شهرداری میانه کمکی به شناور کردن سازه محیط‌زیستی حسین قره‌داغی نکرده بودند اما همکاری شهرداری منطقه 9 تهران و فعالان زیست‌محیطی، «سوچی و سفیر» را در دریاچه بوستان المهدی در نزدیکی برج آزادی شناور کرد.

   آرزوی رکاب زدن روی آب
حسین قره‌داغی، فعال محیط‌زیست میانه‌ای خردادماه 1393 برای واقعیت بخشیدن به رویای کودکی‌اش، فراخوانی داد تا دوست‌داران محیط‌زیست بطری‌های خالی یک و نیم لیتری آب معدنی را برای او بفرستند. طولی نکشید که مردم بطری‌هایی برای او فرستادند و تعدادشان به 3500 رسید. بطری‌ها از سراسر ایران و حتی از کشورهای فرانسه و بلژیک به ایران رسیدند تا در عرض یک ماه دوچرخه و یدک ساخته و آماده شناور شدن روی آب شود.رکورددار 42 ساله که تا امروز برای اهداف صلح‌طلبانه و اطلاع‌رسانی درباره طبیعت 14 رکورد در چهار رشته ورزشی ثبت کرده می‌‌گوید: «برای انجام این کار خیلی تحقیق کردم. تمام تلاشم این بود که کارم بی‌همتا باشد یا حداقل بزرگ‌تر از نمونه‌های مشابهش باشد.» اگرچه قره‌داغی برای ساخت دوچرخه و یدک از خیلی سازمان‌های شهری کمک خواست اما کسی جدی‌اش نگرفت: «همه مسخره‌ام کردند که چطور می‌خواهی با بطری سازه‌ای درست کنی که روی آب شناور شود و مسافر هم بزنی؟!»
اما او دوچرخه‌ای خرید که نزدیک 300 هزار تومان قیمت داشت و تمام هزینه‌هایش به همراه جوشکاری نزدیک سه میلیون و 500 هزار تومان شد. قره‌داغی می‌گوید: «هنوز بابت پول جوشکاری بدهی می‌دهم.» او در طول ساخت دوچرخه و یدک از خانه و خانواده‌اش فاصله گرفت و فقط به شناور کردن سازه‌های بازیافتی‌اش فکر کرد. یک ماه طول کشید تا دوچرخه و یدک ساخته شوند. دوچرخه «سفیر» نام گرفت و یدک، «سوچی»؛ واژه‌ای ترکی به معنی «متعلق به آب».

    فقط چند جلیقه می‌خواستیم
با اینکه مردادماه کار ساخت سازه‌ها تمام شد، اما به گفته حسین قره‌داغی او برای دریافت مجوز شناور کردن سازه‌هایش تا شهریورماه معطل ماند.
دوچرخه ظرفیت حمل پنج نفر و یدک ظرفیت 30 نفر را دارد و وزن کل سازه به 400 کیلوگرم می‌رسد. با این وجود شناور کردن این سازه روی آب ریسک بزرگی است.
 این فعال محیط‌زیست درباره سختی شناور کردن سازه‌ها می‌گوید: «تمام خواسته‌ام چند جلیقه نجات است. توان پرداخت هزینه تهیه جلیقه نجات را ندارم، با این حال هیچ‌کس کمکم نکرد. برای همین مجبور شدم با سه عدد تیوب، ‌سوار دوچرخه و یدک شوم و آن را به آب بیندازم. چون احتمال غرق شدن شناور زیاد بود، ترسیدم که غریبه‌ها را سوار کنم.»
چهار نجات غریق همراه گروه شدند و با اینکه هر لحظه امکان داشت سفیر و سوچی غرق شوند و اجزای آنها از هم بپاشد، دور سد آیداغموش‌در میانه را با احتیاط رکاب زد. این عضو گروه «رفتگران طبیعت» ادامه می‌دهد: «به خاطر احتیاط، زیاد دور نزدیم اما همین یک کیلومتر هم سر و صدا کرده بود. اول خودم یک دور با دوچرخه زدم و بعد یدک را بردیم. علاوه‌بر اعضای خانواده، 15 غریبه داوطلب را هم سوار کردم.»

   سوچی و سفیر در تهران
«دوستی در تهران درخواست کرد سوچی و سفیر را بخرد و پیشنهاد وسوسه‌انگیزی هم داشت. هرچند بهترین فرصت برای تعادل‌سازی وضعیت مالی‌ام بود. اما هنوز با سوچی و سفیر کار داشتم و می‌خواستم بار دیگر به وسیله آن در فرهنگ‌سازی عمومی درباره مصرف آب نقشی داشته باشم.»
بعد از تلاش فعالان محیط‌زیست و رفتگران طبیعت قرار بر این شد که سازه‌ها برای نمایش به تهران منتقل شوند. حسین قره‌داغی از چند منطقه بازدید کرد و بعد از پیشنهاد همکاری شهرداری منطقه 9 تهران، روزهای آخر شهریور سوچی و سفیر در دریاچه آبی پارک المهدی تهران میهمان شدند. قره‌داغی برای حمل سازه‌ها تا تهران شش میلیون تومان خرج کرد.
او می‌گوید: «خیلی‌ها آمدند و با سوچی و سفیر عکس گرفتند. نتیجه خیلی خوب بود. برای مردم سوال بود که داستان این قایق پلاستیکی چیست؟ سه روز صبح تا ظهر روی آب رکاب زدم و مردم نگاه کردند و عصرها که هوا خنک می‌شد مردم را سوار یدک می‌کردم. عمق آب یک متر بیشتر نبود و فقط بچه‌های کوچک جلیقه نجات پوشیدند. راستش من تمام مدت در حال رکاب زدن بودم و خیلی فرصت نداشتم اما اعضای گروه رفتگران طبیعت آنجا بودند و درباره پیام و هدف من به مردمی که می‌پرسیدند پاسخ می‌دادند.»
سوچی و سفیر حالا در تهران مانده‌اند و تا بهمن‌ماه منتظر می‌مانند تا برای چند برنامه محیط‌زیستی به میانکاله و آشوراده منتقل شوند. به گفته قره‌داغی مراحل ثبت این سازه به‌عنوان یک اختراع محیط‌زیستی در حال انجام است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 21:22  توسط حسین قره داغی  | 

این مسیر را برای چندمین بار شاید بیشتر از ده بار طی می کنم.آنجا که در انتقالی از استان سیستان و بلوچستان این ظلم و حق کشی در اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی در حقم شکل گرفت.درست سال 86 از استان سیبستان و بلوچستان قرار بود.باقی مانده عمر خودرا در شهر میانه با خدمت معلمی شکل بدهم اما جنایتی شکل گرفت که به نه سال تحصیلی کشیده شد.هر چند فردا امیدی ندارم.حتی احتمال دارد.از در پادشاهی مدیر کل آموزش و پرورش استان اذن دخول هم ندهند.اما من حرکت و تلاش خودرا سلسله وار انجام می دهم.تا فردا حرف و حدیثی باقی نماند.

چرا که هفته بعد در صورت عدم پاسخ گویی با رها کردن محل خدمت و خیر معلمی تا اعاده حقم در جلو وزارت آموزش و پرورش در تهران تا رسیدن به حقم خیمه خواهم زد.

سری هم به دفتر وزارت امور خارجه  در تبریز هم خواهم زد.تا معمای پیگیری شکنجه و زندانی شدنم را در امارات پیگیری کنم.چرا که هنوز دوچرخه و وسایلم در کشور امارات ،مانده و بدستم نرسیده است و از طرفی دفتر سیحون چک ضمانت را باجرا گذاشته است.در حالیکه در خبرها زندانی بودنم تایید شده است.تمدید آنها غیر قانونی بوده و حتی باعث بیشتر شکنجه شدنم شده است.هر چند باز هم به صداقت حرکت این دفتر امیدی ندارم.می دانم قدرت خاصی ندارد.چرا که در عین ناباوری دوماه از آموزش و پرورش دور مانده وخودشان مرخصی بدون حقوق بریدند و دوختند.و انصافا در حقم ظلم کردند.تا با آن شرایط سخت بعداز شکنجه در یک روستای دور افتاده در تردد باشم و....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 0:57  توسط حسین قره داغی  | 

یک هدیه از آقای محمدی قهرمان دوچرخه سواری آسیا ازآچاچی مقیم تهران
سلام اقای قرداغی 
سرگذشتون راخواندم باور کن اشک میریختم چون زندگی مون بهم شباهت دارد کاملا احساس میکنم این نعمتی است که خداوند وتقدیر زندگی بمن وشما داده که احساس داریم وفرق داشتن ونداشتن نعمت رامیدانیم.......درست بچه که بودم کروکی منزلتان در ذهنم هست از یکطرف سمت سیلاب بود وسمت دیگر کوچه حاج رضا ،دایی هات بزرگه قد بلندی داشت وتو خودش بود باکسی کاری نداشت واون یکی دایی ات حاجی هنوز قیافه اش وان چوبدستی اش هنوز در ذهنم است که شب تابستان بود وما بچه بودیم فکر کنم در حیاط شما بود وایشان را دراز کرده بودند می گفتند حاجی می خواهد از این دنیا برود(او جوان بود و ازدواج نکرده بود.با گرگ در گیر شده بود.بدلیل نبود امکانات آن زمان بدنش عفونت کرده بود و با همین بهانه به رحمت خدا رفته بودند) ومادرتون مثل دایی قد بلند بود خداوند همه شونرا بیامرزد.....واما خدا بیامرز مشه ولی(پدرتان) تاحا لا کسی بهتون گفته که ایشان با ان لبه دار شکل راچ کاپور هنر پیشه هندی بود قیافه بشاشی داشت خدا همه شون را رحمت کند زیاد مزاحم وقتتون نمی شوم چون اهل قلم هستید وکارهای دیگر دارید کوتاه هم جواب دهید مانعی ندارد ...تجرق همان تزره روبرو دوشمنلی است 
م.محمدی 

توضیح:
آن زمان ما خیلی کوچلو بودیم.هنوز اورا از نزدیک ندیده ام.اما می دانم خیلی بزرگوار هستند.
برایشان آرزوی سلامتی و سربلندی و شادابی و تندرستی داریم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 22:49  توسط حسین قره داغی  | 

مدرسه روستای تجرق
باغ دارد
زنبور دارد
مرغ و خروس دارد
سیب دارد
و...
تا عرفان از همین حالا یاد بگیرد که یک دهاتی باشد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 22:48  توسط حسین قره داغی  | 

کلاس چند پایه نصیب چند ساله و خسته کننده در کسوت معلمی 94 93
یک راه غیر استاندارد در آموزش و پرورش ،عذاب معلم،خلاصه ده ساعت در 5 ساعتو...


سنگ وچکش

ای آراسته در کمال(از سروده های خودم)

ای یک کلاس وجند بایه را جمع کرده در اتاق

گرد وغبار غم نشسته بر گریبان

تورا می ستایمت

تویی سبر بلایا

غم واندوه هرچه هست

آموزش وبرورش بر تو هدیه داده است

می فهم تورا

با تو همدردم در این راه

انسانیم ودر عشق خدا

عاشقیم دلبسته این کلاسها

چند پایه غذای روح ماست

سنگیم وچکش استاد سنگ تراش

مرحم جسم وجان ماست

زمان را گشته با اونبردیم در این راه

پادشاه خودیم ولشکر ما دانش آموزان

شق القمر زنده کرده ایم به یاد

بیست وچهار ساعت را

در یکان به صفر

در دهگان به دو

صدگان به یک

جمع صدوبیست

کرده ایم در هفته با پنج پایه غیر استاندارد

از خانه وخانواده

بریده ایم وآمدهایم به این راه

خوشی وشادی در نگاه دانش آموزان

زنده را زنده می کند در یاد ما

به نیش کنایه ومرحمت بزرگان

عادت کرده ایم بسیار

می ستایمت ای معلم چند بایه تورا

ای از یاد رفته ومانده به راه

می گویند با بیل به جنگ بلدوزر رفته ای

ای خوش سیمای گرد وغبار گرفته بر صورت

لاک پشت باش ودر لاک خود پنهان

به راه خود ادامه بده

به بای خرگوش نکن خود را گرفتار

هویج ضرر دارد بر تو در این راه

سازگار نیست به معده تو این غذا

پی نانی زمان بسیار خرج کن

در کلاسهای جند پایه

راه رفتن بسیار

غمین مباش که تورا کنند رسوا

همین بس که خدا را داری به همراه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 22:48  توسط حسین قره داغی  | 

همسرم صبح زود راهی مدرسه می شود.کار او سختر از من هست.وظیفه بردن عرفان به مدرسه با من است.اما گاها گریه او در لحظه جدایی و کم طاقتی او از پدر می شود در راه ،همدرد با پدر در یک عکس یادگاری
دوباراست با من مهمان بچه های دبستان روستای تجرق می شود.آنجا در پیش دبستانی خاطره از یاد ایام می نگارد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 22:47  توسط حسین قره داغی  | 

یکی از دوستان خبر داده بود.که برنامه دیده بان حقوق حیوانات صدای آمریکا برنامه دارد.یکی از دوستان این عکس را زحمت کشیده بود.
عکس دسته جمعی شهریورماه 93 قبل از اجرای برنامه سوچی و سفیر در تهران همایش حمایت از حقوق حیوانات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 20:51  توسط حسین قره داغی  | 

قبل از اینکه طرحی و رکوردی را انجام بدهم.روی آن دقیقا مدتها کار می کنم.تا در نوع خود بی نظیر باشد و کسی قبلا آن را انجام نداده باشد.طرح ساخت دوچرخه آبی و یدک آبی از بطری های خالی آب معدنی هم یکی از این کارها بود.که با این روش در جهان برای اولین بار صورت می گرفت.هر چند خیلی از دوستان در میانه با پیش کشیدن طرحهای دیگر سعی داشتند.با غرض ورزی خاص و کم اهمیت دادن درتلاش چندین ماهه، افکار عمومی را از این حرکت جهانی کج کنند.تا مبادا کوتاهی دوستانشان رو شود.اما به لطف خدا ایمان داشتیم.می دانستیم انسانهای بزرگوار و آزاد اندیشی هم هستند.که این کار بزرگ جهانی را رو خواهند کرد.البته هر چه زمان بگذرد ارزش اینکار بیشتر خواهد شد.اما از نا دوستانی گلایه داریم که در این مدت چشمشان را بستند.تا این کار در میانه از کمترین ارزش خود برخواردار شود.از تمام سایتها و نشریات موجود میانه تنها نشریه قافلان و سایت میانالی در این راه بزرگ در کنار ما قرار گرفتند.که در جای خود از این عزیزان تقدیر و تشکر خواهد شد.

گروهها و انجمنهایی هم بودند.که تا روز انجام برنامه در کنار ما بودند.اما چون مترصد فرصت خاص برای خود بودند.در این سکوت به ناآگاه ،پشت مارا در این افتخار جهانی خالی کردند.تا افتخار کنیم.این مسیر را اول به لطف خدا و دوم با صبر و متانت و بردباری پشت سر گذاشتیم.و از موانع موجود هم ترسی به دل راه ندادیم.

جا دارد.از تنها عزیزی که بیشترین زحمت را در انعکاس این خبر در شهر میانه کشید.بی نهایت تقدیر و تشکر کنیم و از همین جااز آقای فراز احمدی بابت این تلاششان به خود ببالیم.

این نشریه از فردا در روزنامه فروشیها و مراکز دانشگاه آزاد قابل خریداری است.

 

توضیحات لازم:
شخصا با حضور و نامه کتبی به تربیت بدنی و فرمانداری و شهرداری میانه از چهارماه قبل از اجرای برنامه مراجعه کردم.اخبار روز ومدارک حضور و نامه کتبی در مطالب همراه با عکس موجود است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 19:7  توسط حسین قره داغی  | 

امسال یک مهمان دلشکسته دارید.مثل سابق پر شور و نشاط نیست.شکسته دلی است.که کاسه صبرش از درد و رنج ظلم و جنایت زمان خویش فریاد می زند.دعایش کنید.مثل سالهای گذشته همچنان صبور و بردبار باشد.تا روزهای خوبی را در ترسیم مهر و محبت انسانی سهیم شوید.
هرچند او از جهل و نادنی و کج بینی زمان خویش ناله دارد.اما دعایش کنید.مبادا بازی سخت روزگار خودرا بیافریند.تا در کنار رکوردهای باورش یک رکورد دیگر را گلچین کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 0:5  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 0:2  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 0:1  توسط حسین قره داغی  | 

تا چشم باز کردم.خودم را یک عوام دیدم. خیل عظیم جمعیت دور و اطرافم را هم عوام دیدم.تا این رمز و راز یک جهان سومی در مخ و وجودم جا بگیرد.تا با جسارت در یک حساب سر انگشتی 95 درصد ساختار جهان سومی را عوام بدانم.تا مادامی که در این جمع هستی یک زندگی دیکته شده را تجربه می کنی .اما پا فراتر بگذاری.می شوی یک هنجار شکن،آن موقع همه چیز بر علیه تو. خواهند شورید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 0:0  توسط حسین قره داغی  | 

امروز چند نفر از دوستان تماس گرفتند.تا خالی بودن روستای سنقر آباد را برای پذیرش و نیاز به معلم را گوشزد کنند.این حرکتها دستکاریهای مرموزانه و یواشکی گروه خاصی است.که دست به هر حق و ناحقی می زنند.اما قرار نیست وارد این شرایط شوم.چرا که وجود چنین تفکر پنهانی سالهاست که فکر مرا عذاب می دهد.و این کارها در این شرایط به یک امر طبیعی تبدیل شده است و هیچ مرجعی بابت این تعادل عدالتی وجود ندارد.

این نمونه کوچکی است که رو شده است و چه بسا بدترازاین اینها ممکن است.که پنهانی انجام شده است و کسی خبردار نشده و یا هم قدرت مبارزه با چنین ناعدالتی را نداشته است.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 21:50  توسط حسین قره داغی  | 

نزدیک به نه سال است.در مجموعه شما مورد تظلم واقع شده ام.تا امروز هم با نامه نگاری این اعتراضم را سلسله مراتب اعلام کرده ام.و خوشبین اعاده حقم بودم.تا اینکه سال گذشته بعداز تحمل 78 روز زندان انفرادی به همراه شکنجه مداوم می بایست.نگاه ویژه ای به وضعیت من می شد.چرا که وزارت امور خارجه با پخش این خبر صحت این حادثه شوم را بعنوان یک ایرانی و جهان سومی در حین رکابزنی کشور امارات متحده عربی تایید کرده بود.اما درست بعداز آزادی با وضعیت بد و تالمات روحی ابلاغم را بدون توجه به وضعیتم به روستای دور افتاده دادید.تا شوم ترین روزهایم را رقم بزنم.تا این کوتاهی و ظلم شما و دوستانتان با شرایط ویژه امتداد پیدا کند.در حالیکه این وضعیتم را با حضور و نامه نگاری را در وزارت اعلام کرده بودم.
این نامه نگاری ادامه داشت.تا در خردادماه حضورا خدمت رسیدم.قول مساعد دادید.اما در پشت پرده به پشت گوش انداختید.تا دوستانتان بازی بیشتر را در خسته کردن یک نبوغ ایرانی برای نشان دادن قدرت و باند گروهی خود عیان کنند.تا من دوار خسته راه نه ساله باشم.با انکه تقاضای مرخصی بدون حقوق نداده بودم.اما در قانون خود دوستان این کار را کرده بودند.تا در قبال کوتاهی شان بهترین راه گریز باشد.دوماه از حقوقم و ... کم شد.اما کسی جرئت نکرد.این جریان را باز کند.تا نا مرد میدان و شجاعت مدیران آموزش و پرورش رو شود.
حالا یک نامه آمده بود.اعلام شده بود به نیرو لازم داریم.اما بعداز من خیلی ها انتقال یافتند.جواب درستی در منطقه نداشتند.یکی را به سفارش مدیر کل و دیگری به سفارش نماینده شهر میانه و دیگری هم دوستان وزارتی شما،اگر قانونی هست.می بایست چنین ظلمی نمی شد.اما عادت کردید.که چنین ظلم و جنایت را مثل آب خوردن در زیر میزتان مخفی کنید.اما من سلسله مراتب مسیر قانونی را طی کردم.نه مردی دیدم.نه وجدانی و نه انسانی،تا با صدای بلند اعلام کنم.اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.
دوست ندارم.زیاد وارد جزئیات شوم.قبلا همه را اعلام کرده ام.تا به این نتیجه برسم.عملا اعتراض خودرا در هفته آینده در وزارت به هر وسیله ای اعلام کنم.
از هفته دیگر جلو وزارت خیمه خواهم زد.یا مرگ یا اعاده حقم
از اداره آموزس و پرورش منطقه کندوان
به برادر حسین قره داغی شاغل در مجتمع شهید بهشتی
موضوع:پاسخ کمیته برنامه ریزی به نامه انتقال به میانه
سلام علیکم:
احتراما باستناد مصوبات جلسه شماره 9 کمیته برنامه ریزی و هماهنگی مورخه 91/4/93 موضوع استانی و وزارتی انتقال جنابعالی به میانه،با توجه به متن دستور مقام عالی وزارت با این موضوع که چنانچه با کمبود معلم مواجه نمی شود.اقدام به جابجایی نمایید.و تاکید استان بر رعایت دستورالعمل نقل و انتقالات،پس از بررسی ،مقرر گردید.که با توجه به نیاز مبرم دوره ابتدایی و کمبود نیرو دراین دوره ،جابجایی جنابعالی مقدور نمی باشد و اقدامات انجام گرفته برابر دستورالعمل نقل و انتقالات بوده است.
قهرمان مهدیخانی
رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه کندوان
شماره نامه و تاریخ 2071/620-1393/4/23




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:43  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:40  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:40  توسط حسین قره داغی  | 

 

نگارش خاطرات ساخت سفیر و دوچرخه آبی را شروع کردم.در این بین برخورد عوامل و گروههای فرصت طلب در میانه بابت کوتاهی چند ساله و باند و گروه بازی در مرگ و باور یک میانه ای را در افتخار جهانی بدون تعارف و محافظه کاری رو خواهم کرد.در این بین عدم همکاری فرمانداری و تربیت بدنی و شهرداری میانه و سایر ادارات قابل مشهود بود.هیچ توجیهی هم در عدم همکاری آنها قابل تصور نیست.بلکه در چارت سازمانی آنها به ارزش گذاری چنین کاری اشاره شده است.کارشان با غرض ورزی و سوق این کار خیر به بازیهای کثیف گروهها و منافع خاص قابل مشهود بود.

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:39  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 19:38  توسط حسین قره داغی  |