دنیای بدون جنگ و خونریزی

حسین قره داغی رکاب زن پر افتخار میانه اتفاقات پیش آمده در جریان سفر دور دنیای خود که با شعار تلاش و باور یک ایرانی برای صلح جهانی وطن خویش را ترک کرده بود را بازگو می کند .

لینک خبر تلویزیونی خبر پرس تی وی

http://alimikaily.miyanali.com/clip/189

لینک خبر تلویزیونی سفر با دوچرخه

http://eskafild.miyanali.com/clip/66

 

شماره تماس:09148940828

مهمانی که 81 روز مرا از روشنایی خورشید محروم کرد

کشورامارات متحده عربی از کشورهای زیبایی است.که در این چند سال به یک کشور جذاب و توریستی تبدیل شده است.تبلیغات فراوان و وجود پتانسیلهای خاص توریست های زیادی را به این کشور مسلمان کشانده است.تا روز های خوبی را با امکانات موجود در این کشور در همه رشته ها فراهم بیاورد.در حالیکه روی بد آن شاید قابل تصور نباشد.

امسال در ادامه برنامه ام،این کشور را انتخاب کردم.تا بدترین خاطره یک دوچرخه سوار و سایکل توریست را رقم بزنم.تا به رکورد هایم تا در جای دیگر و با موضوع دیگر اضافه کنم و خوش باور یک حرکتی باشم که مرگ و زندگی مجدد را برایم تداعی کند.به جرم واهی جاسوسی دستگیر شدم و در مخوف ترین زندان برای اولین بار در عمرم 78 روز از همه چیز محروم باشم.عذاب ها و شکنجه این روزها دست آورد آن باشد.تا آخر عمر 50 درصد از سلامتی خودتاوان بدهم.واولین سایکل توریست نگون بخت جهانی باشم.این رکوردها حاصل این حرکت بود.

- 81 روز محروم از تلؤلو نور خورشید

- 18 شبانه روز محروم از امکانات ساده استراحت و خوابیدن روی کف زندان انفرادی در هوای سرد زندان(سیستم سرمایی زندان)

- عدم ارتباط با جهان خارج و خانواده و سفارت ایران در ابوظبی

- نداشتن هم صحبت در این مدت

-35 روز عذاب و شکنجه مداوم و شبانه روز بدون خواب

- 15 روز بدون خواب

و....

و چند رکورد دیگر که دوستان اماراتی ناخواسته به من کمک کردند.تا با ساده ترین راه و بدترین گزینه به آنها دست پیدا کنم.انشاءالله در فرصت های مناسب در این مورد بیشتر صحبت خواهم کرد.اما عوارض این حرکت سالها از نظر جسمی و روحی مرا رنج خواهد داد.چرا که هنوز از نظر جسمی در شرایط سختی قرار دارم.

 **********************************

کتابچه خاطرات من(78 روز در زندان انفرادی همراه با شکنجه و بی خبری مطلق خانواده و مجامع جهانی و مسئولین ایرانی ،تابستان 92)

Cycle tourists the most miserable 78 days in solitary confinement and tortured

این خاطرات بصورت افتخاری به تمام انسانهای آزاده در سرتاسر جهان مفت و مجانی تقدیم می شود.سایکل توریستی که با تکیه بر باور های خود،تلاش می کند.همزیستی مسالمت آمیز با تمام ایده ها و ادیان جهانی ،با شعار تلاش و باور یک ایرانی را برای صلح جهانی پر رنگ نماید.در این بین به هیچ گروه و نهادی وابسته نیست.و تمام تلاشها و فعالیت های او رنگ و بوی و تلاش یک انسان با اراده دارد.اگر قسمت شد.همچنان به راهش ادامه خواهد داد.اگر هم مقدر نشد.در جای دیگر به تلاش خود ادامه خواهد داد.

در این راه اورا دعا کنید.برای خواندن  کامل روی عنوان کتابچه خاطرات من کلیک فرمایید

شکنجه 2گروه جهانی مردمان سبز

 

 

www.touristsupport.ir

We have a group of people forming units

 ما گروه مردمي سبزي را تشكيل داده ايم

 
Non-political. Non-religious. Non-governmental

غير سياسي . غير مذهبي . غير دولتي

And color, race, gender or nationality is not important for our

و ب رنگ و نژاد و جنسيت  هم كار نداريم

Only humanity and altruism are important to us and hospitality

فقط انسانيت . نوع دوستي و انسانيت براي ما مهم است

So we're trying to gather friends around the world and Iran

بنابراين ما تلاش ميكنيم دوستاني را در سراسر جهان پيدا كنيم

Fortunately, we have been able to find many friends

كه خوشبختانه موفق شده ايم دوستان بسياري را پيدا كنيم

And how nice idea spread worldwide

و چقدر زيباست كه اين انديشه در جهان گسترش يابد

Then it will be destroyed by war. Poverty and injustice

آنگاه از بين خواهد رفت  جنگ ,فقر و بي عدالتي

*************************

در فیس بوک مهمان ما باشید
.......................................
در سایت میانالی هم مهمان ما باشید
 
........................................................
برنامه جدیدم برای تابستان سال 1394
تکمیل کتابچه خاطرات سوچی و سفیر اولین دوچرخه و یدک آبی جهان با بطری های خالی آب معدنی
ساخت اولین کمپینک صلح جهانی با بطری های خالی آب معدنی در روستای هفت چشمه کندوان میانه،مرز بین میانه و خلخال و اردبیل با کمک دوستان
تلاش برای ثبت رکورد گینس دوچرخه آبی و یدک آبی در کشور آذربایجان
استارت رکابزنی دور دنیا با پرچم کشور آذربایجان با هماهنگی وزارت امورخارجه ایران و رفع موانع
 ********************************************
Manual construction blue bike with empty bottles of mineral water
به لطف و مرحمت خدا با کمک دوستان موفق به انجام چنین کاری شدیم.هر چند در اوایل باور چنین ایده ای سخت بود. و کمتر کسی جرات ساخت چنین وسیله ای را باور می کرد.اما با پشت کار و اراده شخصی چنین کاری آفریده شد.هر چند مهربانی مسئولین در حمایت از چنین ایده ای در شهر میانه مثل حرکتهای قبلی می توانست بر ارزش آن بیفزاید.اما حرکتهایی شد.که قابل پسند نبود.

لطفا روی عنوان بالا(کتابچه خاطرات ساخت دوچرخه و یدک آبی با نگاه ویژه و تصاویر مراحل ساخت تابستان 93)کلیک کنید و روی عنوانها مرور کنید.

لینک فیلم خبری دوچرخه و یدک آبی
http://www.negahmedia.ir/media/show_video/64903
 
تولد اولین و بزرگترین لاک پشت برفی جهان با رستوران نمادین در روستای هفت چشمه کندوان میانه
بهمن ماه 93تصویر صدای میانه
 
به زودی این حرکت در غالب خاطرات و حرکات و اخبار این کار بزرگ جهانی برای دسترسی راحت هم وطنان در این صحفه به صورت کتابچه تکمیل خواهد شد
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:57  توسط حسین قره داغی  | 

پهلوانان قصه های مدرسه قنبر هفت چشمه
محمد و محمد جواد از پهلوانان مدرسه ما هستند.که در باز سازی مدرسه با جثه کوچکشان همیشه یارای من بودند.اما از اندوخته های کمی برخوردارند.عهد بسته ام به هرطریقی و در هر زمانی و مکانی از آموزش وِیژه برایشان استفاده کنم.آنها برای انتخاب محل آزادند.امروز تخت شاهی قصه های خیالی مرا انتخاب کرده اند

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 4:5  توسط حسین قره داغی  | 

یک شب زمستانی در کوچه های برفی هفت چشمه

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:3  توسط حسین قره داغی  | 

مهربانی یکی از خیرین محترم هم وطن
چند مدت بود.خیلی رنجور و خسته شده بودم.سرما و کولاک و فشار کاری باعث شده بود.فعلا کار را تعطیل کنم.اما مهربانی و تشویق یکی از خیرین محترم هم وطن برای ادامه کار باعث شد.دوباره رسم شکن شوم.تا در عهد او برای اتمام کار داخل ساختمان مدرسه شریک شوم.با انرژی جیدید دوباره در حال تلاش خواهیم بود

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:3  توسط حسین قره داغی  | 

غروب برفی همراه با کولاک در هفت چشمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:0  توسط حسین قره داغی  | 

کولاک هفت چشمه در یک روز برفی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:0  توسط حسین قره داغی  | 

محمد با سیب آمد
در کلبه ما همه سهمی دارند.تا زیباییهای آن رابیشتر عیان کنند.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:59  توسط حسین قره داغی  | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:58  توسط حسین قره داغی  | 

بچه ها نباید خسته شوند
از بازی هم برای آموزش استفاده می کنیم.قانونا در روز باید 5 ساعت تدریس کنیم.اما با اجازه والدین این ساعت در روز نزدیک 12 ساعت است.در این بین سعی می کنیم.با تنوع و ایجاد شرایط بهتر با کمک دانش آموزان از زمان بهترین استفاده را داشته باشیم.
این بازی هم برای آموزش اعداد و یادگیری بهتر ،یک بازی سنتی قدیمی است.و به بازی 10 20 معروف است

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:55  توسط حسین قره داغی  | 

آرامشی که هدیه شد
در این مدت وارد دنیای زیبای مهربانی ها شدم.تا با آموخته هایی که آموختم.یاد گرفتم حتی دشمنانم را هم دوست بدارم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:55  توسط حسین قره داغی  | 

یک جمع صمیمی با بچه های دبستان قنبر هفت چشمه
بچه های این مدرسه معصومند.می دانند.باید تلاش کنند.باید دست در دست هم بدهیم.تا شاید یک رسم خوب و زیبا را بیافرینیم

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:54  توسط حسین قره داغی  | 

از هر وسیله برای آموزش استفاده می کنیم
اندوخته های دانش آموزان کلاسهای چند پایه و ضعف آن یک امر طبیعی است.اما در این چند سال در هفت چشمه خیلی پایین تر از این انتظار هست.تلاش می کنیم.با تدریس خارج از ساعات آموزشی با هر وسیله ای این عقب ماندگی را جبران کنیم.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:53  توسط حسین قره داغی  | 

مهربانان همراه یک راه
این دو هفته بد جوری مریض بودم.قانونا باید استراحت مطلق می داشتم.چرا که با ورودم به روستا و دبستان قنبر هفت چشمه بهمراه تدریس تمام وقت و شبانه روزی همراه با رفع نقایص مدرسه بد جوری خسته شده بودم.چرا که دیگر بدنم خسته و رنجور شده بود.
اما مهربانی مردم روستای هفت چشمه در این مدت مریضی باز انرژی مرا دو چندان می کرد.از هیچ محبتی دریغ نمی کردند.انواع آش و غذاهارا زحمت می کشیدند.تا مبادا همراه یک راهشان خسته شود.در این بین فرصت پیدا کردم.انواع غذا و آش های محلی را امتحان کنم.هر چند بیشتر اهالی روستا می دانند.که با خوردن گوشت زیاد میانه خوبی ندارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:52  توسط حسین قره داغی  | 

هدیه باز از تهران
خانم فاطمه قربانیان در روز برگزاری همایش ساخت اولین لاک پشت برفی جهان در هفت چشمه باتفاق همسر مهربانشان آقای فرزاد همدرسی مهمانمان بودند.قبلا این خانواده محترم باتفاق دوستانش از یاریگران مدرسه ما بودند.برای تکمیل مدرسه باز با کمک دوستانش این وسایل را از تهران فرستاده بودند.
این وسایل بهمراه کانیکس اهدایی موسسه خیریه نیکان به کله گاه رسیده بود.تا برای حمل آن به آقای روحی شورای روستا زحمت حمل آن را بدهیم.بدلیل کولاک و بارش برف و بسته بودن جاده از هفته دیگر مجددا کار بنایی را ادامه خواهیم داد.

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:46  توسط حسین قره داغی  | 

چه گردی دارد این روزگار
بعداز سی سال ،یکی از دوستان دوران دبستان را در یک جای ویژه دیدم.هر چند در این مدت تلفنی چند بار صحبت کرده بودیم.اما از نزدیک همدیگر را ندیده بودیم.
او کانیکس اهدایی موسسه خیریه نیکان ماموت تهران را به روستای کله گاه کندوان میانه با تریلی خودش آورده بود.اولش همدیگر را نشناختیم.بعدا که گرم صحبت شدیم.هر دو فریاد زدیم چه گردی دارد این روزگار
هر دو پابه سن گذشته،با چهره خسته ،به دوران گذشته در اوج ضعف در یک روز خوب خدایی نیشخند زدیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:45  توسط حسین قره داغی  | 

روستای گله گاه کندوان میانه را با عمو فریدون بشناسید
عمو فریدون مرد مهربانی است.او خوش صحبت و مهمان نواز است.آخرین بازمانده یادگار نسلی از نسلهای روستاست.همه از روستا به طرف شهرهای بزرگ نقل مکان کرده اند.اما او همچنان در این روستا سکونت دارد.پافشاری او بر ماندن دوباره تعداد خانوارهای روستا را بیشتر کرده است.قرار است چند نفر از دوستان نام روستا را به فریدون آباد تغییر بدهند.تا با میان کشیدن این جریان دوباره قصه های دزدیده شدن گاوهای اورا از زبانش بشنوند.که خود یک داستان زیبایی دارد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:44  توسط حسین قره داغی  | 

یک کار زیبا از موسسه خیریه نیکان ماموت تهران
این موسسه با مدیران خوبش در تلاش هستند.یک کار زیبایی را در منطقه کندوان میانه بیافرینند.این کار زیبایشان با اهداء یک کانیکس کلاس درس در روستای گله گاه همچنان ادامه دارد.در روزهای آینده هم به مدارس دیگر منطقه کمک خواهند کرد.
باتفاق آقای روحی شورای روستای هفت چشمه و آقا سعید یاریگر مدرسه با نیسان برای آوردن وسایل رفته بودیم.تا از نزدیک شاهد مهربانی های نماینده این موسسه آقای صادقی باشیم.
قبلا این موسسه با ایزوگام کردن پشت بام دبستان قنبر هفت چشمه و اهداء وسایل اولین جرقه این کار خیر را زده بود.تا نقدا بعنوان یک فرهنگی از تلاش انسانهای مهربان این موسسه بخصوص خانم فردوسی تشکر و قدر دانی ویژه داشته باشیم.

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:40  توسط حسین قره داغی  | 

بگو به کولاک بایستد
در هفته گذشته برف و سرما و کولاک خیلی اذیتم می کرد.تا از تنها ارتباطم با جهان خارج هم دور باشم.بعداز یک هفته باز سعید همسایه گلمان و از یاران مهربان مدرسه،زحمت تعمیر آن را کشید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:39  توسط حسین قره داغی  | 

یک روز بعداز ظهری با بچه های هفت چشمه
حال خوبی نداشتم.تا در یک روز بعداز ظهری در مدرسه ،اتاقم میزبان دانش آموزان باشم.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:37  توسط حسین قره داغی  | 

هدیه زیبای بخشدار محترم بخش کندوان میانه
در برگزاری همایش ساخت اولین لاک پشت برفی جهان بخشدار محترم بخش کندوان قول یک هدیه ویژه را به دانش آموزان داد.تا با عمل به وعده خود یک افتخار ویژه دیگر به روستای هفت چشمه بدهد.
نقدا ضمن تشکر از تشریف فرمایی جناب مهندس یعقوبی بخشدار محترم بخش کندوان در روز برگزاری همایش ،از هدیه های ویژه اش از طرف بچه های دبستان قنبر هفت چشمه تقدیر و تشکر و قدر دانی می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:46  توسط حسین قره داغی  | 

تخت شاه قصه های خیالی ام در هفت چشمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:45  توسط حسین قره داغی  | 

یک ایستگاه گرم
در روستای هفت چشمه عمو حقیقت تا وضعیت مرا دید.از عمو موسی اجازه گرفت.تا نهار مهمانش باشم.تا فرصت پیدا کنم.کمی خودم را گرم کنم.بخاری محلی به من فرصت داد.تا کمی تسکین پیدا کنم و با استراحت کوتاهی برای رفتن به مدرسه آماده شوم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:44  توسط حسین قره داغی  | 

تا آخر هستم
با آنکه سرما خورده بودم و حال خوبی نداشتم.اما قصد رفتن به هفت چشمه را داشتم.در روستای طوین با خرید مایحتاج لازم در انتظار بودم.تا اینکه عمو موسی با اسب دنبالم آمد.جاده بسته بود.قرار شد.من پیاده این مسیر را در معیت عمو موسی بپیمایم.هنوز از کوه اول بالا نرفته بودیم.که عمو موسی متوجه حال من شد.تا از همانجا مرا سوار اسب کند.هر چند راضی نبودم.و می توانستم با سرعت خیلی کم خودم را به هفت چشمه برسانم.اما گاهی ترس از گرگ و کولاک از حس های زیبای انسانی آدمی را دور می کند.
بالاجبار سوار اسب شدم.تا عمو موسی مسیر 3 کیلومتری را پیاده طی کند.در وسط راه خواستم یک عکس سلفی بگیرم.اسب رم کرد.عنقریب بود.تا ته دره سقوط کنیم.اما عمو موسی حواسش جمع بود.
وقتی که به روستای هفت چشمه رسیدیم.تمام بدنم می لرزید و از سرما به خود می پیچیدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:43  توسط حسین قره داغی  | 

در کوچه پس کوچه های روستای طوین
این قسمت یعنی قسمت قدیمی طوین ،نشان از قدیم دارد.هنوز زیر خروارها خاک ،انسانهای کنجکاوی هستند.که با کندن زمین،گاها دنبال رویاهای خود هستند.باز با همین احوال دیدن منطقه قدیمی طوین از نزدیک یک زیبایی خاص دارد

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:42  توسط حسین قره داغی  | 

سرسره بازی با همکاران در یک روز برفی
تا رسیدن سرویس همکاران برای رفتن از تجرق به روستای طوین در انتظار بودم.برف زیادی باریده بود.بهترین فرصت برای سرسره بازی بود.در این راه دوستان هم به ما پیوستند.تا در بلندی های چنیر داغی یک زمانی هم به یاد دوران کودکی مان باشیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:40  توسط حسین قره داغی  | 

سلام بر روزهای برفی
هنوز با هفت چشمه فاصله زیادی داشتم.انتظاردر روستای تجرق کندوان برای سرویس روستای طوین فرصتی بود.تا برای جنگیدن برای روزهای برفی و سرد هفت چشمه آماده باشم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:40  توسط حسین قره داغی  | 

کسی نیست که اورا در میانه نشناسد.اما شرایط اجتماع فرصت یاد چنین قهرمانی را از یاد برده است.تا بر مرگ ارزشهای خود بگرید.
کاوس(محرم) قره داغی افتخار شهر میانه و آذربایجان و ایران مدتی است . بر بستر بیماری است.او حق استادی بر گردن من دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:39  توسط حسین قره داغی  | 

خاله جون هنوز دوستت داریم
شاید دلمشغولی های زندگی فرصت ندهد.مثل سابق حس دوست داشتنمان را عیان کنیم.اما همیشه دوستش خواهیم داشت.فرصت شد.کمی با شوهر خاله گلمان شوخی کنیم.او خیلی تعصبی است.تا با این کارمان کمی با او یادی از گذشته شاید کرده باشیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:37  توسط حسین قره داغی  | 

یک جشن ساده
مهمان دوستان در روستای طوین بودیم.با امکانات موجود یک کار زیبایی را شکل داده بودند.مدیریت و بازی زیبا و تلاش بچه ها قابل ستایش بود.

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:9  توسط حسین قره داغی  | 

مردان بی ادعای سرزمین من
با یک نگاه ساده تحرک و پویایی را می توان حس و درک کرد.انسانهای گمنامی که تلاشهای آنها در گنج خلوت اجتماع ما هیچوقت ممکن است یاد نشود.اما جسارت و همت آنها همیشه ستودنی است.آقای قنبری هم یکی از انسانهای بزرگوار اجتماع ماست.که در یک روستای دور افتاده با تاسیس یک کارگاه بزرگ تولیدی،گمنام و بی صدا تلاشهای انسانی را رو می کند.او در این چند سال به کارهای بزرگی دست زده است.تا در روستای طوین بخش کندوان میانه پویایی و سرزندگی را در بین جوانان زنده کند.او کار بزرگی کرده است.و با این کار نهایت نگاه زیبای انسانی را به تصویر کشیده است.فرصت شد تا با او یک مصاحبه کوتاهی انجام دهیم.
س.لطفاخودتان را معرفی نمایید
ج.من حسن قنبری هستم.رئیس شورای اسلامی روستای طوین بخش کندوان هستم.در حال حاضر دانشجو هستم و چهل و پنج سن دارم.در خدمت مردم خوب و مهربان طوین هستم.و اداره پست و مخابرات و پست بانک روستاهای اطراف را هم مدیریت می کنم.
س.کارهای بزرگی در این روستا انجام داده اید.در مورد آخرینش
ج.الان کارگاه بزرگ روکش صندلی خارجی و ایرانی با برندمعروف و بزرگ تولید می کنیم.این کارگاه شاخه ای از کارگاه تولیدی در تهران هست.در این راه آقای حاجوی ساکن تهران و صاحب شرکت با ماست.تمام مقدمات کار را این بزرگوار انجام می دهند.حتی برشها و مواد لازم را از تهران برای ما ارسال می کنند
س.چند نفر در این کارگاه مشغول به کار هستند
ج.نزدیک 25 نفر مشغو ل بکار هستند.17 نفر از خود روستای طوین هستند.بقیه از روستاهای اطراف در این کارگاه کار می کنند.
س.کجا این محصولات بفروش می رسد
ج.بیشتر در داخل ایران و کشورهای همسایه ،ترکیه و عراق و آذربایجان و افغانستان و ترکمنستان و کشورهای عربی و....
س.کسی از شما حمایت می کند
ج.به جزء صاحب شرکت ،تا اینجا هیچ کسی مارا مورد حمایت قرار نداده است.امید می رود در آینده چنین کاری صورت بگیرد
س.چه تاثیری بر وضعیت روستا دارد
جوانان زیادی را مشغول کرده است.قبلا همین جوانان برای ادامه این کار مجبور بودند.ماهها از خانواده دور باشند.حالا در روستای خود مشغول بکار هستند.
س.با این کارحس می کنید.شور و نشاط اجتماعی را می توان دید
ج.واقعا شور و نشاط خاصی با این کار در روستا ایجاد شده است.بیشتر خانواده ها امید به کار و تلاش بیشتر را درک کرده اند و با این کار یک جو صمیمی و مهربانی بوجود آمده است.
س.مشکلات
ج.وضعیت محل کارگاه و نبود جای مناسب و استاندارد و دوری راه از مشکلات اصلی ماست.انتظار داریم مسئولین شهرستان میانه از ما حمایت کنند.
س.آخرین حرف
مسیر خاکی از مرکز شهر میانه و بخش کندوان از مشکلات اصلی ماست.با گذشت چندین سال از پیروزی انقلاب اسلامی و مسیر حیاتی از میانه به خلخال ،هنوز آسفالت نشده است.هزینه تامین مواد اولیه کارگاه ما از این مسیر هزینه زیادی را برای ما تحمیل می کند.انتظار داریم مسئولین ضمن حمایت از ما در باز سازی و نگاه نو به جاده اقدام عاجل را مد نظر قرار بدهند.
اگر از ما حمایت کنند.می توانیم با وجود نیروی کار در منطقه نسبت به توسعه کارگاه اقدام کنیم و جوانان بیشتری را به این کار وارد کنیم.

لطفا برای دیدن تصاویر بیشتر روی ادامه مطالب کلیک فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:7  توسط حسین قره داغی  |