دنیای بدون جنگ و خونریزی
حسین قره داغی رکاب زن پر افتخار میانه اتفاقات پیش آمده در جریان سفر دور دنیای خود که با شعار تلاش و باور یک ایرانی برای صلح جهانی وطن خویش را ترک کرده بود را بازگو می کند .


شماره تماس:09148940828

مهمانی که 81 روز مرا از روشنایی خورشید محروم کرد

کشورامارات متحده عربی از کشورهای زیبایی است.که در این چند سال به یک کشور جذاب و توریستی تبدیل شده است.تبلیغات فراوان و وجود پتانسیلهای خاص توریست های زیادی را به این کشور مسلمان کشانده است.تا روز های خوبی را با امکانات موجود در این کشور در همه رشته ها فراهم بیاورد.در حالیکه روی بد آن شاید قابل تصور نباشد.

امسال در ادامه برنامه ام،این کشور را انتخاب کردم.تا بدترین خاطره یک دوچرخه سوار و سایکل توریست را رقم بزنم.تا به رکورد هایم تا در جای دیگر و با موضوع دیگر اضافه کنم و خوش باور یک حرکتی باشم که مرگ و زندگی مجدد را برایم تداعی کند.به جرم واهی جاسوسی دستگیر شدم و در مخوف ترین زندان برای اولین بار در عمرم 78 روز از همه چیز محروم باشم.عذاب ها و شکنجه این روزها دست آورد آن باشد.تا آخر عمر 50 درصد از سلامتی خودتاوان بدهم.واولین سایکل توریست نگون بخت جهانی باشم.این رکوردها حاصل این حرکت بود.

- 81 روز محروم از تلؤلو نور خورشید

- 18 شبانه روز محروم از امکانات ساده استراحت و خوابیدن روی کف زندان انفرادی در هوای سرد زندان(سیستم سرمایی زندان)

- عدم ارتباط با جهان خارج و خانواده و سفارت ایران در ابوظبی

- نداشتن هم صحبت در این مدت

-35 روز عذاب و شکنجه مداوم و شبانه روز بدون خواب

- 15 روز بدون خواب

و....

و چند رکورد دیگر که دوستان اماراتی ناخواسته به من کمک کردند.تا با ساده ترین راه و بدترین گزینه به آنها دست پیدا کنم.انشاءالله در فرصت های مناسب در این مورد بیشتر صحبت خواهم کرد.اما عوارض این حرکت سالها از نظر جسمی و روحی مرا رنج خواهد داد.چرا که هنوز از نظر جسمی در شرایط سختی قرار دارم.

 **********************************

کتابچه خاطرات من(78 روز در زندان انفرادی همراه با شکنجه و بی خبری مطلق خانواده و مجامع جهانی و مسئولین ایرانی ،تابستان 92)

Cycle tourists the most miserable 78 days in solitary confinement and tortured

این خاطرات بصورت افتخاری به تمام انسانهای آزاده در سرتاسر جهان مفت و مجانی تقدیم می شود.سایکل توریستی که با تکیه بر باور های خود،تلاش می کند.همزیستی مسالمت آمیز با تمام ایده ها و ادیان جهانی ،با شعار تلاش و باور یک ایرانی را برای صلح جهانی پر رنگ نماید.در این بین به هیچ گروه و نهادی وابسته نیست.و تمام تلاشها و فعالیت های او رنگ و بوی و تلاش یک انسان با اراده دارد.اگر قسمت شد.همچنان به راهش ادامه خواهد داد.اگر هم مقدر نشد.در جای دیگر به تلاش خود ادامه خواهد داد.

در این راه اورا دعا کنید.برای خواندن  کامل روی عنوان کتابچه خاطرات من کلیک فرمایید

شکنجه 2گروه جهانی مردمان سبز

www.touristsupport.ir

We have a group of people forming units

 ما گروه مردمي سبزي را تشكيل داده ايم

 
Non-political. Non-religious. Non-governmental

غير سياسي . غير مذهبي . غير دولتي

And color, race, gender or nationality is not important for our

و ب رنگ و نژاد و جنسيت  هم كار نداريم

Only humanity and altruism are important to us and hospitality

فقط انسانيت . نوع دوستي و انسانيت براي ما مهم است

So we're trying to gather friends around the world and Iran

بنابراين ما تلاش ميكنيم دوستاني را در سراسر جهان پيدا كنيم

Fortunately, we have been able to find many friends

كه خوشبختانه موفق شده ايم دوستان بسياري را پيدا كنيم

And how nice idea spread worldwide

و چقدر زيباست كه اين انديشه در جهان گسترش يابد

Then it will be destroyed by war. Poverty and injustice

آنگاه از بين خواهد رفت  جنگ ,فقر و بي عدالتي

*************************

در فیس بوک مهمان ما باشید
.......................................
در سایت میانالی هم مهمان ما باشید
 
........................................................
برنامه جدیدم برای تابستان سال 1394
تکمیل کتابچه خاطرات سوچی و سفیر اولین دوچرخه و یدک آبی جهان با بطری های خالی آب معدنی
ساخت اولین کمپینک صلح جهانی با بطری های خالی آب معدنی در روستای هفت چشمه کندوان میانه،مرز بین میانه و خلخال و اردبیل با کمک دوستان
تلاش برای ثبت رکورد گینس دوچرخه آبی و یدک آبی در کشور آذربایجان
استارت رکابزنی دور دنیا با پرچم کشور آذربایجان با هماهنگی وزارت امورخارجه ایران و رفع موانع
 ********************************************
Manual construction blue bike with empty bottles of mineral water
به لطف و مرحمت خدا با کمک دوستان موفق به انجام چنین کاری شدیم.هر چند در اوایل باور چنین ایده ای سخت بود. و کمتر کسی جرات ساخت چنین وسیله ای را باور می کرد.اما با پشت کار و اراده شخصی چنین کاری آفریده شد.هر چند مهربانی مسئولین در حمایت از چنین ایده ای در شهر میانه مثل حرکتهای قبلی می توانست بر ارزش آن بیفزاید.اما حرکتهایی شد.که قابل پسند نبود.

لطفا روی عنوان بالا(کتابچه خاطرات ساخت دوچرخه و یدک آبی با نگاه ویژه و تصاویر مراحل ساخت تابستان 93)کلیک کنید و روی عنوانها مرور کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 23:57  توسط حسین قره داغی  | 

بزرگواری دوستان و همکاران روستای طوین
زحمت مارا برای بردن به تجره و برگشت ،هر هفته آقای دولت پور زحمت می کشد.تا بقیه راه را مزاحم آقا بابک پزشکی از تجره تا میانه و بالعکس باشم.گاهی همکاران بیش از ظرفیت ماشین مارا تحمل می کنند.تا نقدا از همه این عزیزان سپاسگزار باشیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:56  توسط حسین قره داغی  | 

عمو امام ویردی محمدی یک جانباز شیمیایی است
پدر دانش آموزان خوبم اصغر و محمد جواد در روستای هفت چشمه کندوان است.او رئیس شورای روستا است.او یک جانباز شیمیایی و آزاده است.که با این مریضی سختش همراه با دوران اسارت ،روزهای سختی را می گذراند.سرفه های سخت همراه با خستگی همیشگی دل هر انسانی را به درد می آورد.شاید اقرار حالات درونی هر نظاره گری قابل توصیف نباشد.اما در پشت پرده تحسین و همدردی با بزرگمردی از مردان ایران است.که همچنان بر مشکلات زندگی لبخند می زند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:55  توسط حسین قره داغی  | 

یک غذای ساده با سیب
مهمان یکی از روستایی ها در هفت چشمه کندوان میانه بودم.با سیب یک چیز خوشمزه درست کرده بود.که واقعا خیلی خوشمزه و مقوی بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:54  توسط حسین قره داغی  | 

هر چه زمان بگذرد امکانات ما بیشتر خواهد شد
این هفته هم صبحانه در خدمت بچه های دبستان هفت چشمه بودیم.با آنکه تا دیر وقت بنایی می کردم و خسته بودم.اما شب با هر زحمتی بود.صبحانه را آماده کردم.تا در شادی یک جمع کوچک سهیم باشم.اوایل امکانات کم داشتیم.اما روزبه روز در سایه دوستان و مهربانی آنها امکانات ما فراهم می شود.این سفره ها اهدایی یکی از هم وطنان تهرانی بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:53  توسط حسین قره داغی  | 

برای همه هست
در این محل همه امکانات را با دوستان فراهم خواهیم ساخت.تا حتی دانش آموزان پسر لااقل با پدرشان از حمام مدرسه استفاده کنند.یکی از خیرین هزینه آب و برق و تلفن روستا را برای این سال تحصیلی متقبل شده اند.
گذر از روزگار سخت هم بنایی به ما یاد داده است.پشت این منبع بامید خد با کمک دوستان حمام و دستشویی هم خواهیم ساخت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:52  توسط حسین قره داغی  | 

هر وجب مدرسه ما خاطره هست
اینجا یک روستای دور افتاده هست.از امکانات به آن اندازه خبری نیست.برای بردن ماسه به داخل انباری کاری راحتی نبود.هر چند بیشتر زحمت ها به بچه ها می افتاد.حتی بعضی از بچه های روستاهم در این کار به ما کمک می کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:51  توسط حسین قره داغی  | 

کار بنایی بچه ها
بعداز اتمام ظرفشویی و محل وضو و دیوار طاق پنجره،مستقیما بچه ها دوست داشتند.خودشان بنایی کنند.ماهم این فرصت را دادیم.تا در آینده بتوانند برای هیچ کاری نه نگویند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:50  توسط حسین قره داغی  | 

شروع کار بنایی مدرسه
از بعداز ظهر دوشنبه این هفته کار بنایی داخل ساختمان مدرسه هفت چشمه را شروع کردیم.افتخارم به کمک بچه ها بود.که در کنارم بودند.از جان مایه می گذاشتند. و برای کار از هم سبقت می گرفتند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:48  توسط حسین قره داغی  | 

آبجی تارا فرمانفرما
مقداری از وسایل اهدایی این دختر خوبم را از تهران به روستا بردم.و به بچه ها از طرف هدیه دادم.گذشتن از تعلقات دوران کودکی کار سختی است.اما تارا آبجی این کار را کرده بود.تا شادی بچه ها را با یادش گرامی بداریم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:47  توسط حسین قره داغی  | 

آرزو را باید بزرگ گرفت؟
چند روز پیش در درس علوم برای کلاس چهارم در مورد سلول می گفتم.جواد بر گشت و گفت.کاش میکروسکوب می بود و ما آزمایش می کردیم.من یک آهی کشیدم و گفتم.خدا کریم است.تو دلم قرار گذاشته بودم.از جایی امانت بگیرم.اما اون بالا یکی صدای مارا شنید.تا اصغر و من در یک کار عجیب خداوندی بمانیم.
این هفته با میکروسکوب اهدایی سلولهای پوست پیاز را دیدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:44  توسط حسین قره داغی  | 

بردن مصالح به دبستان
دوشنبه مقداری مصالح خریدیم.تا به روستا ببریم.آقا مهدی قره داغی از دوستان سرباز معلم همکار بودند.او سال پیش در صعب العبورترین روستا خدمت می کرد و خاطرات زیادی از روزهای سخت و تنهایی اش داشت.قسمت شد.او هم با آوردن مصالح با دبستان ما هم نوا باشد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:42  توسط حسین قره داغی  | 

عمه ( فریال) رقیه قره داغی
مهربانی تان بوی بهشت می دهد.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان میانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:41  توسط حسین قره داغی  | 

عمو داود انصاریان
مهربانی تان بوی بهشت می دهد.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان میانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:41  توسط حسین قره داغی  | 

خاله منصوره انصاریان

مهربانی تان بوی بهشت می دهد.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان میانه

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:39  توسط حسین قره داغی  | 

موسسه خیریه نیکان
خاله ها و عموهای مهربان
مهربانی تان بوی بهشت می دهد.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان میانه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:37  توسط حسین قره داغی  | 

این هفته تهران بودم.خانم مهیندخت مهربانی از زحمت کشان یاریگر دبستان قنبر هفت چشمه درست در آخرین دقایق از پشت ماشین جعبه ای را دستم داد.گفت این کم مانده بود.از یادم برود.یک میکروسکوب بود.فرصت نشد.تا در مورد آن بپرسم.
تا اینکه بعداز رفتنش متوجه شدم.یک میکروسکوب با تمام لوازم جانبی اش هست.
هم وطن عزیز تهرانی
اولین میکروسکوب به دبستان ما،برای اولین باررسید.ممنون و سپاسگزاریم.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:35  توسط حسین قره داغی  | 

آبجی تارا فرمانفرما و خانواده محترمش
کلکسیون لوازم دوران کودکی ات بدست ما رسید.از این مهربانی ات سپاسگزاریم.
دانش آموزان دبستان قنبر هفت چشمه کندوان میانه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:32  توسط حسین قره داغی  | 

در مورد حضور مهمانان در روستای قنبر هفت چشمه بچه ها خبر داشتند.هوا گرفته و خیلی سرد بود.مختصری هم برف آمد.اما دعای یکی از بچه ها دست مرا هم به دعا برد. خدایا این هفته باریدن برف را تعطیل کن.هر لحظه بیرون را چک می کردم.تا چشمم به برف نیفتد.هرچند سه روز خورشیدرا ندیدیم.اما به لطف خدا برف نیامد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:31  توسط حسین قره داغی  | 

چند سالی است که با دوچرخه خارج از ایران رکاب می زنم.در این مدت تجربه انجام وظایف وزارت امورخانه و بر خورد با آنها بخصوص در جریان امارات، زیاد در خور شان و ارزش یک ایرانی ندیدم.اگر قرار باشه نمره بدهم با آنکه معلم دست و دلبازی هستم و به نمره زیاد خساست به خرج نمی دهم.اما با آگاهی تمام نمره صفر می دهم.
این هفته برای جریان ضمانت دفتر صادر کننده ضمانت صدور ویزا رفتم.جالب بود.هم در زندان بودم و هم شکنجه شدم وهم... باید خسارت هم بدهم.البته جریان اعاده خسارت دفتر سیحون در تهران یک امر حق به جانبی است.اما عکس العمل و حمایت وزارت امورخارجه یک رفع تکلیف حماقتی است.طبق معمول تازه ازخواب بیدار شده بودند.تا ما هم در برابر اراجیفشان بگوییم.صبح بخیر
در فرصت مناسب جریان را کامل توضیح خواهم داد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:28  توسط حسین قره داغی  | 

هفته پیش مهمان دوستان بودیم.مکتب حرمت حیات نگاه ویژه و مهربانه به جهان خلقت دارد.و از این نگاه مخالف خشونت است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:25  توسط حسین قره داغی  | 


کنار وزارت امور خارجه در تهران بازاچه لوازم و ابزارالات قدم می زد.این نوشته مارا سوی خود کشید.صاحب مغازه میانه ای واز یکی از روستاهای بخش کاغذ کنان بودند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت 9:21  توسط حسین قره داغی  | 

امروز فاکتور خرید لوازم برقی مدرسه را جهت سیم کشی استاندارد و اصولی دبستان قنبر هفت چشمه رابستیم.تا در اولین فرصت سیم کشی ساختمان را شروع کنیم.هزینه خرید لوازم نزدیک 600 هزارتومان شد.که با تخفیف به 550 هزارتومان تقلیل یافت.این لوازم از حاج آقای داود جهان آرا در خیابان برق میانه خریداری شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 2:9  توسط حسین قره داغی  | 


امروز برای تهیه ناودانها به چندین جا رفتم.اکثرا کوچک و فانتزی بودند.یا هم 6 عدد یک شکل نبود.تا اینکه با راهنمایی حاج آقای جهان آرا به یک مغازه رفتم.بیرون هر کدام 15 هزار تومان بود.قرار شد عموی حلبی ساز هر کدام را 8 هزارتومان زحمت بکشند.آخری سری هم تخفیف دادند.تا یاد این عمو هم در خاطره ها برای بازسازی دبستان قنبر هفت چشمه باقی بماند.
نقدا حسابش کردیم.تا به نوعی مهربانی اش را بی پاسخ نگذاریم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 2:7  توسط حسین قره داغی  | 

ایزوگام مدرسه را گویا یک سال پیش اداره آموزش و پرورش کندوان زحمت کشیده اند.ظاهرا ایزوگام مشکلی ندارد.اما در کناره ناودانها نیاز به سیمانکاری دارد و همچنین بدلیل کوتاهی ناودانها آب باران و برف به حاشیه دیوار نفوذ کرده و باعث خرابی ساختمان شده است.همین نشت باعث فروریختن پوسته گچی ساختمان در داخل اتاقها شده است.قرار شده با کمی سیمانکاری و عوض کردن ناودانها این مشکل رفع گردد و آنگاه پس از ترمیم سقف اقدام به رنگ آمیزی شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 2:5  توسط حسین قره داغی  | 

به حول و قوه الهی گروهی از خیرین و همراهان در روز پنجشنبه در روستای هفت چشمه برای اهداء تجهیزات و لوازم و...حضور خواهند داشت.تا هدایای خودرا به شورای روستا جهت استفاده در دبستان قنبر هفت چشمه تقدیم نمایند.حضور نمایندگان موسسه خیریه نیکان (تهران)هم جهت تعمیر و بازسازی دبستان هفت چشمه و همکاری با شورای روستا و مدیر مدرسه کلید خواهد خورد.

هر چند تلاش خواهیم کرد میزبان خوبی باشیم.اما همراهی همشهریان و مسئولین میانه ای موجب تسلی و ادامه کار خیرین در منطقه خواهد شد.قدوم تمام این عزیزان و رسانه های جمعی را گرامی می داریم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 1:54  توسط حسین قره داغی  | 


بزرگواران و عزیزانی که در تهران زحمت جمع و جور کردن وسایل مورد نیاز دبستان هفت چشمه را زحمت کشیده اند.این هفته برای اهداء لوازم مورد نیاز مهمان خواهند بود.در این بین مهربانی و تلاش دوستان هم در موسسه خیریه نیکان قابل ستایش هست.آنهاهم مهمان ما خواهند بود.قرار است وسایل اهدایی با هزینه این موسسه به هفت چشمه از تهران منتقل شود.و بعداز آن در باز سازی مدرسه و تعمیر آن در کنار ما خواهند بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 20:15  توسط حسین قره داغی  | 

گاهی در یک راه در مسیری قرار می گیری.که فشار زندگی و اطراف تورا به تردید و شک وا می دارد.تا سکون را ترجیح بدهی اما درضمیر درون خود انسانهای اندک و مهربانی هم تلاش می کنند.تا تورا از این شک برهانند.تا همچنان شعله واخواهی یک همراه انسانی همیشه پر فروغ بماند.
بابت تلاشها و همراهی هموطنان در یک راه بزرگ ممنون و سپاسگزارم.سپاسگزارم از اینکه همین عزیزان با کم فروغی توان جسمی و شرایط روحی در این مدت،همچنان انرژی از دست رفته ما را در این راه پرتوان می سازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت 20:14  توسط حسین قره داغی  | 


امسال دوستی با این جوان مهربان و دلسوز برایم یک افتخاری بزرگ بود.هر چند او از من خیلی کوچکتر است.اما خیلی درسها به من یاد داد.خدا بیامرز پدرش از ورزشکاران و مربیان بنام میانه در رشته کشتی بود.تا این وجه اشتراک دوستی مارا محکمتر کند.
امروز چهارشنبه با او مهمان میر عبدالوهاب موسوی از چهره های ماندگار و مهربان و دوست داشتنی تجره و منطقه بودیم.کمتر کسی است که در منطقه کندوان خوشنامی و دست برکت سید عبدالوهاب باور نداشته باشد.همین قدر که در دعواهای روستاهای اطراف مهربانی و بزرگی او همچنان مهر و محبت و انساندوستی را تحمیل می کندو....
آقای دهقان هم در جمع بودند.تا مهمان سید عبدالوهاب باشیم.آقای پزشکی و خانواده اش با آنها رفت و آمد خانوادگی دارند.چندین سال پیش مادرش در این روستا معلم بودند.تا این آشنایی همچنان سالها ادامه داشته باشد.روزگار چه می دانست که روزی بابک خاطره های مادرش را در این روستا زنده خواهد کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 8:15  توسط حسین قره داغی  | 


همین چند مدت پیش در همین سال تحصیلی یکماه در این روستا معلم بودم.همین زمان کم هم برای دوستی های صادق کافی بود.روز چهارشنبه همین هفته اینجا مهمان بودیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 8:14  توسط حسین قره داغی  |