دنیای بدون جنگ و خونریزی
حسین قره داغی رکاب زن پر افتخار میانه اتفاقات پیش آمده در جریان سفر دور دنیای خود که با شعار تلاش و باور یک ایرانی برای صلح جهانی وطن خویش را ترک کرده بود را بازگو می کند .


شماره تماس:09148940828

مهمانی که 81 روز مرا از روشنایی خورشید محروم کرد

کشورامارات متحده عربی از کشورهای زیبایی است.که در این چند سال به یک کشور جذاب و توریستی تبدیل شده است.تبلیغات فراوان و وجود پتانسیلهای خاص توریست های زیادی را به این کشور مسلمان کشانده است.تا روز های خوبی را با امکانات موجود در این کشور در همه رشته ها فراهم بیاورد.در حالیکه روی بد آن شاید قابل تصور نباشد.

امسال در ادامه برنامه ام،این کشور را انتخاب کردم.تا بدترین خاطره یک دوچرخه سوار و سایکل توریست را رقم بزنم.تا به رکورد هایم تا در جای دیگر و با موضوع دیگر اضافه کنم و خوش باور یک حرکتی باشم که مرگ و زندگی مجدد را برایم تداعی کند.به جرم واهی جاسوسی دستگیر شدم و در مخوف ترین زندان برای اولین بار در عمرم 78 روز از همه چیز محروم باشم.عذاب ها و شکنجه این روزها دست آورد آن باشد.تا آخر عمر 50 درصد از سلامتی خودتاوان بدهم.واولین سایکل توریست نگون بخت جهانی باشم.این رکوردها حاصل این حرکت بود.

- 81 روز محروم از تلؤلو نور خورشید

- 18 شبانه روز محروم از امکانات ساده استراحت و خوابیدن روی کف زندان انفرادی در هوای سرد زندان(سیستم سرمایی زندان)

- عدم ارتباط با جهان خارج و خانواده و سفارت ایران در ابوظبی

- نداشتن هم صحبت در این مدت

-35 روز عذاب و شکنجه مداوم و شبانه روز بدون خواب

- 15 روز بدون خواب

و....

و چند رکورد دیگر که دوستان اماراتی ناخواسته به من کمک کردند.تا با ساده ترین راه و بدترین گزینه به آنها دست پیدا کنم.انشاءالله در فرصت های مناسب در این مورد بیشتر صحبت خواهم کرد.اما عوارض این حرکت سالها از نظر جسمی و روحی مرا رنج خواهد داد.چرا که هنوز از نظر جسمی در شرایط سختی قرار دارم.

 **********************************

کتابچه خاطرات من(78 روز در زندان انفرادی همراه با شکنجه و بی خبری مطلق خانواده و مجامع جهانی و مسئولین ایرانی ،تابستان 92)

Cycle tourists the most miserable 78 days in solitary confinement and tortured

این خاطرات بصورت افتخاری به تمام انسانهای آزاده در سرتاسر جهان مفت و مجانی تقدیم می شود.سایکل توریستی که با تکیه بر باور های خود،تلاش می کند.همزیستی مسالمت آمیز با تمام ایده ها و ادیان جهانی ،با شعار تلاش و باور یک ایرانی را برای صلح جهانی پر رنگ نماید.در این بین به هیچ گروه و نهادی وابسته نیست.و تمام تلاشها و فعالیت های او رنگ و بوی و تلاش یک انسان با اراده دارد.اگر قسمت شد.همچنان به راهش ادامه خواهد داد.اگر هم مقدر نشد.در جای دیگر به تلاش خود ادامه خواهد داد.

در این راه اورا دعا کنید.برای خواندن  کامل روی عنوان کتابچه خاطرات من کلیک فرمایید

شکنجه 2گروه جهانی مردمان سبز

www.touristsupport.ir

We have a group of people forming units

 ما گروه مردمي سبزي را تشكيل داده ايم

 
Non-political. Non-religious. Non-governmental

غير سياسي . غير مذهبي . غير دولتي

And color, race, gender or nationality is not important for our

و ب رنگ و نژاد و جنسيت  هم كار نداريم

Only humanity and altruism are important to us and hospitality

فقط انسانيت . نوع دوستي و انسانيت براي ما مهم است

So we're trying to gather friends around the world and Iran

بنابراين ما تلاش ميكنيم دوستاني را در سراسر جهان پيدا كنيم

Fortunately, we have been able to find many friends

كه خوشبختانه موفق شده ايم دوستان بسياري را پيدا كنيم

And how nice idea spread worldwide

و چقدر زيباست كه اين انديشه در جهان گسترش يابد

Then it will be destroyed by war. Poverty and injustice

آنگاه از بين خواهد رفت  جنگ ,فقر و بي عدالتي

*************************

در فیس بوک مهمان ما باشید
.......................................
در سایت میانالی هم مهمان ما باشید
 
........................................................
برنامه جدیدم برای تابستان سال 1394
تکمیل کتابچه خاطرات سوچی و سفیر اولین دوچرخه و یدک آبی جهان با بطری های خالی آب معدنی
ساخت اولین کمپینک صلح جهانی با بطری های خالی آب معدنی در روستای هفت چشمه کندوان میانه،مرز بین میانه و خلخال و اردبیل با کمک دوستان
تلاش برای ثبت رکورد گینس دوچرخه آبی و یدک آبی در کشور آذربایجان
استارت رکابزنی دور دنیا با پرچم کشور آذربایجان با هماهنگی وزارت امورخارجه ایران و رفع موانع
 ********************************************
Manual construction blue bike with empty bottles of mineral water
به لطف و مرحمت خدا با کمک دوستان موفق به انجام چنین کاری شدیم.هر چند در اوایل باور چنین ایده ای سخت بود. و کمتر کسی جرات ساخت چنین وسیله ای را باور می کرد.اما با پشت کار و اراده شخصی چنین کاری آفریده شد.هر چند مهربانی مسئولین در حمایت از چنین ایده ای در شهر میانه مثل حرکتهای قبلی می توانست بر ارزش آن بیفزاید.اما حرکتهایی شد.که قابل پسند نبود.

لطفا روی عنوان بالا(کتابچه خاطرات ساخت دوچرخه و یدک آبی با نگاه ویژه و تصاویر مراحل ساخت تابستان 93)کلیک کنید و روی عنوانها مرور کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 23:57  توسط حسین قره داغی  | 

78 روز شکنجه و زندان انفرادی در بی خبری مطلق و...در کشور امارات متحده عربی در حین رکابزنی این کشور بعنوان سایکل توریست ایرانی با شعار تلاش و باور یک ایرانی برای صلح جهانی ،بعداز آزادی 2 ماه مرخصی تحمیلی بدون درخواست کتبی ،در حالیکه قبلا اطلاع رسانی شده بود و فرم های مخصوص را در حراست اداره آموزش و پرورش منطقه تکمیل کرده بودم.حتی در خبرها هم این درخواستم که در وبم قرار داشت.این مطلب را تاکید می کرد.تا این کار همتراز همکاری در شکنجه از طرف مسئولین ایرانی با اماراتی ها می توانست هم خوانی داشته باشد.درست بعداز چند روز ورود به ایران بدون توجه به تالمالت روحی و جسمی  با سابقه دو دهه خدمت در آموزش و پرورش ،این شکنجه دیگر را تکمیل کردند.هر چند در این مسیر رسیدن به حق قانونی و پیگیری اعتراضم هیچ ثمر خاصی نداشت.و خیلی حرفهای دیگر که در این شرایط مثل آب در هاونگ کوبیدن است.

این نامه ها هم خلاصه مختصری از این تلاشهایم برای اعاده حقم بود.در حالیکه گویا ما یک ایرانی و معلم نخبه و قهرمان ملی نبودیم.تا امروز یک جواب درستی با گذشت نزدیک به یکسال دریافت نکردیم.

ریاست محترم اداره آموزش و پرورش کندوان

موضوع :ارسال تقاضا

با سلام و احترام،بپیوست  تصویر نامه شماره 379850 مورخ 93/3/5 قائم مقام وزیر و مدیر کل محترم دفتر وزارتی به انضمام تصویر درخواست انتقال دائم آقای حسین قره داغی از ابواب جمعی آن اداره به حضورتان ارسال ،با توجه به دستور مقام عالی وزارت موضوع بررسی ودر چارچوب دستورالعمل نقل و انتقالات درون استانی اقدام لازم را مبذول فرمائید.

جعفر پاشایی -مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی

متاسفانه اداره در این مورد وارد یک جو خاص شد.و با انتقالی موافقت نکرد.در حالیکه بعد از من چند نفری منتقل شدند.دلایل این برخورد دوگانه را جویا شدم.ظاهرا چندنفری که منتقل شده بودند.مستقیما خارج از دستورالعمل و با سفارش نماینده میانه و شخص مدیر کل با عنایات ویژه حتی بدون توجه به امتیاز ها از این نعمت گروهی استفاده کرده بودند.در این مورد اعتراض کتبی را با حضور و اعتراض و تحصن در وزارت آموزش و پرورش اعلام کردم.اما کسی پاسخگو نبود.

مجددا با نامه ای از طرف وزارت بعداز تحصن در تهران به استان مراجعه کردم.اما باز در انبر گروه مافیای قدرت در آموزش و پرورش له شدم.تا باز از تلاش باز نمانم.تا فردا حرفی باقی نماند.هر چند در این بین گاها به تلفن ها و حضورم ترتیب اثر نداند.حتی به تمام مراجع درون سازمانی هم مراجعه کردم.آنها همگی هم صدا بودند.نفوذ و دستیابی در این جمع به حق قانونی دور از ذهن می شد.

از طرف وزارت امورخارجه هم نامه گرفتم.هر چند بعید می دانم به این نامه هم جواب بدهند.اما باز پیگیر هستم.و تا آخرین لحظه نفس و حیاتم به این کارم ادامه خواهم داد.منتهی این مرحله را از تعارف دور خواهم ساخت.

در این بین خیلی نا امید شده بودم و فضای این حرکت برایم سنگین شده بود.عهد بسته بودم.فانی وزیر آموزش و پرورش و یا پاشایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی را هر کجا دستم رسید.یک کتک مفصلی بزنم.اما تعهد به خانواده تا اینجا مرا میخکوب می کرد.تا آینده فرزندان خودرا فدای این آدمهای چند رنگ وترسو نکنم.و در جای دیگر همچنان به تلاشم ادامه بدهم.هر چند برای من خدمت کردن در هر نقطه و مکانی فرقی نمی کند.اما این همه ظلم و نا عدالتی با باورهای من سازگاری ندارد و نخواهد داشت.ظلم بزرگی است.که سکوت در برابر آن برایم مرگ را همراه خواهد داشت.

سازمان آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی

موضوع : درخواست آقای حسین قره داغی

با سلام

      احتراما بپیوست در خواست آقای حسین قره داغی به انضمام تصویر یاد داشت سفرات جمهوری اسلامی ایران در امارات ارسال می گردد.با توجه به شرایط پیش آمده جهت مشارالیه خواهشمند است.دستور فرمایند درخواست نامبرده با نظر مساعد بررسی و از نتیجه این نمایندگی را مطلع نمایند.

سید احمد نعمتی- رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه شمالغرب کشور

البته حرف و حدیثهای های مسئول کارگزینی آموزش و پرورش استان آذربایجانشرقی عبدلی شبیه توجیه های بچگانه بود.برای خودش توجیه های خاصی داشت.اما نیک می دانست با چه کسی صحبت می کند.گول زدن او کار راحتی نبود.چرا که برای هر حرفش با دلیل و سند حرفی داشتم.اما از نظر سلسله مراتب هیچ حق قانونی برایم متصور نبود.چون به هیچ اهرم خاص قانونی دسترسی آنی نداشتم.اما تمام حرفهایش یک دروغی بیشتر نبود.چرا که در این چند کارهایی انجام داده بود.که با احتساب امسال پرونده اورا خالی از گناه برایم متصور نبود.

این نامه هم یکی از نامه هایی است که دسترسی به آن دارم.اما از بقیه نامه ها خبر ندارم.ظاهرا هیچ حرکتی برای اعاده حقم عملی صورت نپذیرفته است.چراکه یکسال از جریان مشکلم در امارات می گذرد.هنوز خیلی از وسایلم عودت داده نشده است.در این مورد هیچ نامه و جواب منطقی و در خور شان بدستم نرسیده است.

باسمه تعالی

سفارت جمهوری اسلامی ایران در ابوظبی با اظهار بهترین تعارفات خود به وزارت امورخارجه دولت امارات عربی متحده احتراما اشعار میدارد

      بازگشت به یاد داشت شماره م ع/ش ق /ش ق ج /17722/37/4/6 مورخ 1392/9/17 در خصوص ادعای فرار از کفیل آقای حسن قره داغی دوچرخه سوار ایرانی و پیرو یادداشتهای شماره 542/2311 مورخ 1392/9/7 و شماره 542/2514 مورخ 1392/9/25 در خصوص شکایت آقای حسین قره داغی ،بنابه اعلام شرکت خدماتی سیحون سفر پس از مفقود شدن آقای حسین قره داغی ،کفیل شرکت مذکور به نام تذور توریسم دبی روادید وی را بمدت دو ماه تمدید کرده است.کفیل مذکور ادعای فرار از کفیل و شکایت علیه آقای حسین قره داغی را به شدت تکذیب کرده است.به پیوست تصویر نامه شرکت مذکور و ترجمه آن ،همراه تصویر اسناد تمدید یک ماهه و دو ماهه رواید شاکی و پرداخت جریمه به میزان 6090 درهم ،بعنوان اسناد اثبات کننده شاکی و دو شرکت مذکور ارسال می شود.

نظر به اصرار و شکایت آقای حسین قره داغی مبنی بر بازداشت بی دلیل ،زندان ،شکنجه . بدرفتاری ماموران امنیتی که از جنبه انسانی حائز اهمیت است.و به دلیل عدم استرداد اموال و مدارک شخصی وی شمامل شناسنامه ،کارت ملی ، دوچرخه ،تلفن همراه،دوربین عکاسی سامسونگ ،دوربین چشمی ،وجه نقد و کیف گردشگری و همچنین به لحاظ خسارت وارده مادی و معنوی به وی ،انتظار داردهمراه انعکاس مراتب  و مدارک فوق جهت مراجع ذیربط دولت امارات عربی متحده،شکایت وی با جدیت پیگیری و از نتیجه ی چگونگی جبران خسارت های مادی و معنوی و تحویل اموال و مدارک شخصی وی این سفارت را نیز مطلع فرمایند.

موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجدید می نماید

به: وزارت امورخارجه دولت امارات عربی متحده- ابوظبی اداره امور بیگانگان

رونوشت:

اداره کل امور ایرانیان خارج از کشور،باز گشت به نامه شماره 2479973 مورخ 92/10/4،جهت مزید اطلاع(710)

نمایندگی وزارت امورخارجه در شمال غرب کشور،پیرو رونوشت نامه شماره فوق الاشاره ،جهت مزید اطلاع(952)

محمد رضا فیاض

سفیر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 16:13  توسط حسین قره داغی  | 

دیگر نایی برایم نمانده بود.آماده مرگ می شدم.نه از کسی خبر داشتم و نه کسی از من خبر داشت.روزها تکراری بود.هر روز تا شب زیر شکنجه بودم.بیشتر در مدت استراحت در کنج زندان گوشه ای گز می کردم.گاهی اتفاق می افتد.در انتظار شکنجه شب باز مشوش و نگران می شدم.از زمین و زمان می نالیدم.گاه از خدای خود شکوه می کردم.اما گویا تمام راهها بسته بود.فقط تنها مرگ می توانست مرا آرام سازد.اما نه به این روشی که چند ماه تحمل می کردم.تجربه همه ابزار شکنجه را امتحان داده بودم.تا همچنان استوار و مقاوم فریاد بزنم من معلم و سایکل توریست ایرانی هستم.
بله ، این روزها تداعی تلخ ترین روزهای عمرم می باشد.هنوز از این جریان یک سالی نگذشته است.تابستان سال گذشته در حین رکابزنی کشور امارات متحده عربی در ابوظبی بعداز هفت روز رکابزنی به جرم واهی جاسوسی بعداز خروج از سفارت ایران دستگیر شدم.تنها چیزی که حس کردم.قربانی شدنم بود.آنجا که اوج اختلافات ایران و امارات به حد اعلای خود رسیده بود.اتفاقات پیش آمده و جریان سخنرانی احمدی نژاد در جزیره ابوموسی،حکمی بود.که این کار اماراتی را شدت می داد.تا در سردی این روبط دو ملت،یک انسانی مثل من قربانی شود.
مرور این روزها نا خواسته مرا همیشه خواهد رنجاند.بخصوص از آنجهت که به نوعی مسئولین ایرانی هم در این شکنجه به نوعی دیگر بر علیه من سهیم شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 1:37  توسط حسین قره داغی  | 

اولین صبحانه در روستای هفت چشمه کندوان میانه
چهارشنبه هفتم آبانماه نود و سه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:17  توسط حسین قره داغی  | 

هنوز فرصت نشده بودم.با امکانات در این روستا حاضر شوم.تا برای درست کردن چایی به این وسیله رضایت بدهم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:16  توسط حسین قره داغی  | 

دیشب در تنهایی خودم،خاطرات را مرور می کردم.سال 88 بعداز تیکمه داش به این منطقه آمدم.بالاجبار پست راهنما معلمی را داشتم.آن زمان به روستای هفت چشمه کندوان میانه سر می زدم.آن زمان آقای پیرمرادی در این روستا مشغول بودند.جالب بود.آن سالها یک فیلم مستند درست کردم.چه می دانستم.یک روزی خودم هم روزی در بطن این خاطره ها قرار خواهم گرفت.
روز و شب اولم در این روستا دریچه خاطرات لطف خدایی بود.که به گذشته نیخشند زدم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:14  توسط حسین قره داغی  | 

روز اول کم مانده مرا تکه تکه کنند.اما شب با آنها دوست شدم و با چند ساعت بازی و مهربانی هم مرامم شدیم.تا صبح نگهبانم بودند.صبح دیگه دوستی ما همیشگی شده بود.هنوز نامی برای آنها انتخاب نکرده ام.احتمالا تا آخر در کنارم خواهند بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:13  توسط حسین قره داغی  | 


معلمانی که قبلا در این روستا سکونت داشتند.تقریبا دردمند بودند.تنهایی و مشکلات تردد و نبود امکانات و هزاران درد دیگر،دنیایی خود ساختگی را برایشان ارمغان داشت.در این چند سال اخیر نقش و نگار دیوارها و بعضی از جاها از درد معلمان که در کسوت سرباز معلمی خدمت می کردند.بیشتر نمود پیدا می کرد.دوست داشتم کنجکاوانه همه دلنوشته هایشان را مرور کنم و آنهایی که قابل رویت همه باشد.انتخاب کنم.این کار من تا نزدیکیهای صبح ادامه داشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:11  توسط حسین قره داغی  | 

برای سوخت زمستانی تانکر نفت را پر می کردیم.بچه ها دوست داشتند در این کار سهیم شوند.هر چند راضی نبودم.اما تنهایی هم برایم سخت بود.وهنوز با مردم روستا خو نگرفته بودم.
کارشان زیبا و قابل تحسین بود.تا بعد از این کار در کناره یک چایی دسته جمعی نوش جان بکنیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:9  توسط حسین قره داغی  | 

برای پایه تانکر نفت به چند تا آجر نیاز داشتیم.محمد دانش آموز کلاس سوم قول داد.این کار را بکند.در حین استراحت چشمم به او افتاد یک عکس از پنجره اتاقم گرفتم و بلافاصله بیرون رفتم.تا از این کارش تقدیر و تشکر بکنم.جدا بچه های کوچک چه خوش قول هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:7  توسط حسین قره داغی  | 

روز سه شنبه بابک برای خدا حافظی از دبستان قنبر هفت چشمه مهمان ما بودند.او مثل پدر خدا بیامرزش که قهرمان نام آور میانه بود و در دل همه جا داشت،با گریه های کودکانه بدرقه شد.تا بداند.نیکی در داد و ستد صادقانه همیشه در یادها خواهد ماند.
جادارد از این سرباز وطن در لباس معلمی راضی به جابجایی شد.تقدیر و تشکر و قدردانی شود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:6  توسط حسین قره داغی  | 

زندگی در یک منطقه سردسیر و بلندترین نقطه در شهرستان میانه، بایست با وسایل و امکانات بود.تا در سرمای این زندگی چندین ماهه کم نیاورد.
امروز بخاری نفتی استاندارد را دریک روزخوب زیبای خداوندی تحویل گرفتیم.تا زحمت حمل آن را هم در روز اول خدمت در این روستا در حین تحویل گرفتن مدرسه، آقا بابک پزشکی سرباز معلم قبلی روستا این خاطره را شکل بدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:5  توسط حسین قره داغی  | 

هنوز امکانات ماندن را در روستا فراهم نکرده بودم.اما هر چه زمان بگذرد.بیشتر امکاناتم فراهم خواهدشد.برای اینکارم هدف بزرگی دارم و برای رسیدن به آن تلاش خواهم کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:3  توسط حسین قره داغی  | 

تکمیل کتابچه خاطرات سوچی و سفیر اولین دوچرخه و یدک آبی جهان با بطری های خالی آب معدنی
ساخت اولین کمپینک صلح جهانی با بطری های خالی آب معدنی در روستای هفت چشمه کندوان میانه،مرز بین میانه و خلخال و اردبیل با کمک دوستان
تلاش برای ثبت رکورد گینس دوچرخه آبی و یدک آبی در کشور آذربایجان
استارت رکابزنی دور دنیا با پرچم کشور آذربایجان با هماهنگی وزارت امورخارجه ایران و رفع موانع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 22:2  توسط حسین قره داغی  | 

بعداز کش و قوسهای فراوان و تحمل مرارتها و رنجهای تحرک و پویایی یک فرزند ایرانی و انتخاب محل خدمت و حاشیه نه ساله انتقالی از استان سیستان و بلوچستان،ترجیح دادم دنبال یک آرامش خاصی باشم.و با انتخاب اختیاری یکی از دور افتاده ترین روستاهای منطقه کندوان وارد شرایط ویژه  شوم.می دانم روزهای سختی خواهم داشت.اما محل مناسبی برای آرامش و تجدید قوا و رفع خستگی چند ساله ام خواهد بود.هرچند باز از تلاش و فعالیت دور نخواهم بود.

همکاری خانواده و درک شرایط روحی و روانی ام برای من از اول بعنوان یک نقطه قوت فوق العاده از لطف خداست.که همیشه به این خانواده و همسرم خواهیم بالید.آنها هم در کنار من در این چند سال روزهای سختی داشتند و با این انتخاب جدیدم.،این فشار بیشتر خواهد شد.

 

بیشتر روزها یم را در روستا و طرحها و نوشته هایم سپری خواهم کرد.احتمالا از فضای مجازی هم دور خواهم بود.فقط هر از چند گاهی روزهای تعطیل در خدمت خواهم بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 2:29  توسط حسین قره داغی  | 

به حول و قوه الهی تصمیم خودرا برای انتخاب محل خدمت جدید در آموزش و پروش گرفتم.هرچند منطقه خیلی دور افتاده ای است.و کمتر عقل سلیمی چنین ریسکی را می پذیرد.اما به لطف خدا دنبال شور و نشاط خاصی هستم.که بدون توجه به حاشیه به مسیر خود ادامه می دهم.چه حمایت شوم و یا نشوم.به مسیر خودم با کمک دوستان اندک ادامه می دهم.

قرار است.با اقامت در روستای هفت چشمه کندوان میانه این طرح بین المللی را دنبال کنم.یک کمپ زیبا با بطری های خالی مواد بازیافتی با گنجایش حداقل 100 نفرو با امکانات یک هتل کوچک در مرز شهر میانه و اردبیل و خلخال با کمک دوستان خواهم ساخت.تا به مسافران و مهمانانی که طبیعت بکر و ساده زیستی را دنبال می کنند،فرصت اقامت مجانی چند روزه را در دامنه کناری کوه چنیر داغی با مناظر زیبای کوه سبلان و بزقوش فراهم نمایم.هر چند این کار باطنا با دشواری های زیادی همراه خواهد بود.اما مصمم به اجرای آن خواهم بود.

در هفته بعد،محل دقیق و نحوه ساخت و جمع آوری بطری  و جذب کمک دوستان را اعلام خواهم کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 2:8  توسط حسین قره داغی  | 

Manual construction blue bike with empty bottles of mineral water

به لطف و مرحمت خدا با کمک دوستان موفق به انجام چنین کاری شدیم.هر چند در اوایل باور چنین ایده ای سخت بود. و کمتر کسی جرات ساخت چنین وسیله ای را باور می کرد.اما با پشت کار و اراده شخصی چنین کاری آفریده شد.هر چند مهربانی مسئولین در حمایت از چنین ایده ای در شهر میانه مثل حرکتهای قبلی می توانست بر ارزش آن بیفزاید.اما حرکتهایی شد.که قابل پسند نبود.

لطفا روی عنوان بالا(کتابچه خاطرات ساخت دوچرخه و یدک آبی با نگاه ویژه و تصاویر مراحل ساخت تابستان 93)کلیک کنید و روی عنوانها مرور کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 0:33  توسط حسین قره داغی  | 

خیلی ها هنوز نام این روستارا نشنیده باشند.و یا هم فرصت گذر از این منطقه را هم در خواب بینند.روستای هفت چشمه منطقه کندوان میانه شاید یکی دیگر از بلندترین روستاهای ایران  از نظر ارتفاع یاد شود که در خود شاهکارهای لطف خداوندی را نهان کرده است.در مورد زیبایهای این روستا هنوز حرفهای زیادی گفته نشده است.همانقدر که چشمه های آب طبیعی زیادی دارد.خود یک نوع مزیت هست.که از طریق دره زیبایی از شمال کوه چنیر داغی سرازیر می شود.یافتن یک نوع قارچ خوراکی در کنار یکی از چشمه هایش کار سختی نیست.و این کار نیاز به فصل خاصی ندارد.

زمستانهای سردی دارد.غالبا فصل ریزش برف از ماه آبان شروع می شود و با ورود به زمستان تردد به این روستا کار راحتی نخواهد بود.داستانهای زیادی را از مرگ اهالی روستا در این تردد ها ،نقل قول اهالی روستاهای همجوار است.که در زمانهای قدیم گرفتار بوران و کولاک شده اند.اما همچنان روستای زیبایی است که گمنام باقی مانده است.

بدلیل ارتفاع آن از روستاهای همجواریک مزیت خاص را در زایش زیبایهای خلقت خداوندی با خود همراه دارد.دیدن روستاهای طوین و سورباغ و...از این روستا ،ذهن آدمی را به نقشه های بدیع نقاش بی بدیلی می اندازد.که هیچوقت طبیعی بودن آن قابل شک نمی شود.

کوه سبلان را هم از این روستا می توان دید.فاصله تقریبی و نزدیکترین محل از سمت شمال غربی روستا به سبلان از طریق جاده خاکی در حدود 50 کیلومتر است.اما در فاصله دید افقی کمتراز این فاصله هست.نگاه اهالی روستا در هر نگاه به شمال با کمی حسن سلیقه نوید شهامت و بردباری و صبوری را می دهد.

قرار است.در این روستا سکنی گزینم.تا به کار معلمی ام ادامه بدهم.انتخاب این محل اختیاری است و بیشتر دوست دارم.در این فاصله مناطق بکر و کشف نشده این روستارا عیان کنم.هرچند روزهای سختی خواهم داشت.اما اولین معلمی در منطقه خواهم بود.که بعداز سالها دوست دارد.مجددا خاطرات بیتوته معلمان سابق را یاد آوری کند.

 

اینم سهم سیب من،اینجا و بیشتر روستاهای کندوان به هر مهمان خوانده و ناخوانده ای اگر باغ مهمان شدی.حتما از هدیه سیب بی بهره نخواهی بود.

این بزرگوار گرامی در روستای هفت چشمه یک ویلای زیبایی دارند.اما ساکن تهران هستند.در فصل تابستان و چیدن سیب در روستا هستند.باهم بلافاصله دوست شدیم.آدرس سایتهایم را گرفت.تا بعدازبرگشت به تهران از آن استفاده کند

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 1:2  توسط حسین قره داغی  | 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 1:1  توسط حسین قره داغی  | 

امروز خبر بدی داشتم.می بایست با بچه ها رک صحبت می کردم.چرا که قراربود.یک کوچ مصلحتی در فضای غریب می داشتم.احتمالا اینکاررا با شراکت یکی از مهربانترین معلمان آنهم در کسوت سرباز معلمی ،با آقای بابک پزشکی فرزند یکی از بزرگترین مربیان کشتی بنام میانه ،خدا بیامرز آقای اسلام پزشکی باشد.مادرش هم یکی از فرهنگیان بازنشسته است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 1:0  توسط حسین قره داغی  | 

دیروز درس هنر با بچه ها تاج درست کردیم.بدلیل کمی زمان قرار شد بچه هانصب کردن منجوق و دانه های تسبیح را در خانه به کمک والدین انجام دهند.امروز که به کلاس درس آمده بودند.بیشتر بچه ها اینکار را کرده بودند.شاید این کار آخرین تلاش من در این دبستان و روستا باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:58  توسط حسین قره داغی  | 

و امروز مهمان بچه های همکار روستای طوین بودیم.جمعشان ساده و مهربانانه و عاری از تکلف و دو رنگی بود.تا به حرمت این کارشان همیشه یادشان را عزیز نگاه داریم.

 

 

و امروز مهمان بچه های همکار روستای طوین بودیم.جمعشان ساده و مهربانانه و عاری از تکلف و دو رنگی بود.تا به حرمت این کارشان همیشه یادشان را عزیز نگاه داریم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:57  توسط حسین قره داغی  | 

امروز یک کار زیبایی را در روستای تجرق دیدم.همه برای راحتی اهالی روستا جهت تجدید لوله کشی کهنه روستا باهم کار می کردند.کارشان بی ادعا و دواطلبانه بود.جمعشان خیلی صمیمی و مهربانانه بود.تا چند دقایقی در این شرایط مهمانشان باشیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:56  توسط حسین قره داغی  | 

در این چند سال روستای توشمانلو در سرآمدی تولید سیب درختی در منطقه کندوان نقش به سزایی را در شهر میانه و استان به نام خود کرده است.این خوان نعمت الهی با تلاش و زحمت باغداران این روستا یک زندگی زیبای روستایی را به ارمغان آورده است.تا نام این روستا در زبانها بچرخد.

این روستا در حاشیه دره سرسبزی قرار گرفته است.تا به یمن وجود آب این نعمت الهی ،نقش و نگار لطف خداوندی را عروس پیش کش طبیعت زمخت و خشن این منطقه در امتداد دامنه های زیبای بزقوش هدیه داده است.تا با دیدن مناظر زیبای آن دلها با طراوت خاصی جان بگیرد.اهالی این روستا فوق العاده مهربان و مهمان نواز هستند.در زبان محاوره افتادگی و شکستکی آنها نمایان است.تا در این خصلتشان هیچ مهمانی شک نمی کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:55  توسط حسین قره داغی  | 

بی شک معلمان روستاهای دور افتاده جنگجوی بی نام زمان خویش هستند.آنها با دشمن نمی جنگند.با زندگی شهری و محدودیتهای نفس جنگ زندگی را تجربه می کنند.آنجا که ممکن است.در چنین ساعاتی خیلی از معلمان کشورمان خواب یا تازه بیدار می شوند.اما آنها در انتظار رسیدن به کلاس درس هستند.چه بسا این حضور در سایه مرگ و مقدرات خلاصه شود.آن هم یک روز برفی در پیچ ها و دره های خطرناک،که تنها دلشان با یاد خداست که آرام می گیرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:54  توسط حسین قره داغی  | 

مهمان دوستم بودم.کلکسیون گلخانه اش برایم خیلی جذاب بود.همسرش چنین سلیقه ای را به خرج داده بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:53  توسط حسین قره داغی  | 

سلام 
جناب اقای قره داغی عزیز
گروه مطبوعاتی ایمان متشکل از پایگاه های خبری مانداگارانا (شمالغرب کشور) - دارا نیوز(سراسری) - فردای جوان(سراسری) امادگی خود را به جهت پیگیری قضیه بازداشت شما در ابوظبی توسط کشور امارات را اعلام میکند .

 



Mahdi Derakhshani

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:52  توسط حسین قره داغی  | 

کامران و شیما از دوستان مهربانی هستند.که با هزینه شخصی خود از حقوق حیوانات بخصوص سگها حمایت می کنند.برای آنها زمان و مکان و هزینه معنایی ندارد.میانگین هزینه اینکارشان روزانه نزدیک به صد هزارتومان است.که با هزینه کارمندی خود کنار می آیند.مجهز به تمام ابزار و امکانات و کلینیک سیار برای سگهای اهلی و وحشی هستند.دیدن جدیت و پشتکارشان در حین کار جالب و قابل تامل هست.
یک روز با این عزیزان در اوسط مهر در تهران بودیم.که کارشان برایم من جالب و قابل تقدیر بود.

 

 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:51  توسط حسین قره داغی  | 

خیلی دوست داشتم یک چوپان باقی بمانم.اما هر گز تقدیر چنین فرصتی را برایم هموار نکرد.تا با نگاه به این جمع همیشه دردهایم در دوری این عالم گاها از حقارت هایم سربه بیرون بزند.
این عکسها را در روستای تجره و مسیر این روستا در طول مهرماه 93 گرفته ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 20:8  توسط حسین قره داغی  | 

جا دارد از آقای شمسایی مجددا بابت این نگاه ویژه اش تقدیر و تشکر شود.تا این افتخار با انسانهای بزرگواری که در اولین گام با اهداء بطری خالی آب معدنی شریک شود و از عزیزانی که در این راه با ما بودند.نقدا تقدیر و تشکر شود.

سوچی و سفیر اولین دوچرخه و یدک آبی جهان با ویژگیهای منحصر به فرد با بطری های خالی آب معدنی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 20:7  توسط حسین قره داغی  |